<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ید الله معنا</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/</link>
<description>یا محبوب العارفین</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 25 Oct 2009 12:01:27 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نکته های ناب در محضر ایت الله بهجت(ره)</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-249.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;Tahoma&quot;&gt;&lt;br /&gt; 
خدا کند گرمی باطنی و اُنس باطنی به قرآن و دین و مقدمات و لوازم
دینداری داشته باشیم و کتاب و عترت، ما را کافی باشد، تا حقّانیّت دین نزد
ما یقینی گردد. [در محضر بهجت:1/10]&lt;br /&gt; 
برخی از مقربین، از شوق لقای بهشت مرده اند؛ زیرا شنیدن آیات رحمت و
نعمت و یا عذاب و نقمت، در انسان موحّد تکویناً اثر می گذارد... [در محضر
بهجت:1/11]&lt;br /&gt; 
خدا می داند که صاحبان مقامات معنوی در اوقات خلوت و مناجات، چه حالی
دارند؛ و خاموشی فکر، چگونه آنها را در اثر مشاهدۀ انوار الهی می سوزاند
ولو در مدت کوتاه! [در محضر بهجت:1/11]&lt;br /&gt;
در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن،
امر دایر است بین این که: با کسی که حیات و ممات، غنا و فقر و مرض و صحّت
و مریض خانه و دکتر و خزانه و ثروت... به دست او است مجالست کنیم، یا با
کسی که هیچ ندارد؟[در محضر بهجت:1/13]&lt;br /&gt; 
ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت و دوستی و همنشینی با غنیّ قادر و
دانای کریم هستیم؛ و در عزم بر معصیت، عازم به رفاقت و همنشینی با فقیر
عاجز جاهل و لئیم. [در محضر بهجت:1/13]&lt;br /&gt; 
برای تسهیل طاعت، و اجتناب از معصیت، راهی جز این نداریم که متوجه
شویم و یقین کنیم که: طاعت، نزدیکی به تمام نعمت ها و خوشی ها و دارایی ها
و عزّت ها است. و معصیت، عبارت است از محرومیّت و ناخوشی و نداری و
ذلّت... [در محضر بهجت:1/14]&lt;br /&gt; 
حزن، دعا و توسل، با تسلیم و رضا به قضای الهی منافات ندارد. [در محضر بهجت:1/21]&lt;br /&gt; 
اگر کسی اهلیّت داشته باشد یعنی طالب معرفت باشد و در طلب، جدیّت و
خلوص داشته باشد، در و دیوار به اذن الله معلّمش خواهند بود! [در محضر
بهجت:1/22]&lt;br /&gt; 
ائمۀ ما (علیهم السلام) به ما یاد داده اند که: به یقینیّات عمل کنیم
و هر جا یقین نداشتیم، توقّف و احتیاط نماییم. [در محضر بهجت:1/23]&lt;br /&gt; 
خوب است که انسان اسم خود را در هر کار خیر بنویسد و خود را شریک
گرداند؛ زیرا فردای قیامت معلوم نیست کدام قبول و کدام ردّ می شود! [در
محضر بهجت:1/28]&lt;br /&gt; 
انسان باید در کار خیر و نحوۀ انجام آن فکر کند و فکرش موجب ابتکاری باشد که برای رسیدن به هدف، مفید باشد. [در محضر بهجت:1/28]&lt;br /&gt; 
انسان چه قدر به مرگ نزدیک است و در عین حال، چه قدر آن را دور می پندار و از آن غافل است! [در محضر بهجت:1/28]&lt;br /&gt; 
هر شب، در عوالمی از بزرخ می رویم که هیچ اختیارش دست ما نیست... با این همه، این گونه از مرگ غافل هستیم! [در محضر بهجت:1/29]&lt;br /&gt; 
خوشا به سعادت کسی که با حال خوب از دنیا برود و در آخرت، خوب مورد استقبال قرار گیرد! [در محضر بهجت:1/30] مرجع: mtb.ir&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;Tahoma&quot;&gt;     &lt;img width=&quot;376&quot; height=&quot;297&quot; src=&quot;http://proessionals.persiangig.com/parvaneh.JPG&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 12:01:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=249</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-249.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علل گرايش جوانان به شيطان پرستي </title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-248.aspx</link>
<description>حجة‌الاسلام و المسلمين حميد رضا مظاهري سيف، رئيس مركز مطالعات و پژوهش‌هاي اسلامي دانشگاه صنعتي شريف و پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي دفتر تبليغات حوزة علمية قم و نويسنده هفت كتاب و هفتاد و سه مقاله در نشريات علمي است، آخرين اثر وي با نام &quot;جريان‌شناسي انتقادي عرفان‌هاي نوظهور&quot; بوده كه از سوي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي منتشر شده است. 
&lt;P dir=rtl&gt;مظاهري سيف در اين گفت‌وگو به بررسي علل گرايش جوانان به شيطان پرستي پرداخته است و از نقش صهيونيسم جهاني در گسترش و ترويج شيطان پرستي سخن به ميان مي‌آورد، وي معتقد است: امروزه در دنيا تبليغات زيادي براي عرفان يهود يا همان قبالا صورت مي‌گيرد. شخصيت‌هاي مشهوري نظير مادونا كاباليست مي‌شوند و آموزه‌هاي كابالا در رمان‌هاي كوئيليو نقش پررنگي پيدا مي‌كند، در رمان‌هاي كوه پنجم، بريدا، شيطان و دوشيزه پريم و حتي كيمياگر به روشني تعاليم كابالا ديده مي‌شود. مشروح اين گفت‌وگو را با هم مي‌خوانيم: &lt;BR&gt;* با توجه به شرايط فعلي، علل گرايش جوانان ايراني به برخي اديان نوپديد از جمله شيطان پرستي چيست؟ &lt;BR&gt;بسم الله الرحمن الرحيم، در مصاحبه‌هاي قبلي با برخي از خبرگزاري‌ها و نشريات درباره علل و زمينه‌هاي پيدايش و گسترش اديان و معنويت‌هاي نوظهور سخن گفته‌ام. تمام آنها در مورد گرايش‌هاي شيطان پرستي نيز معني دار و صادق اند. اما در خصوص گرايش‌هاي شيطاني عوامل ديگري هم وجود دارد كه اگر اجازه بدهيد به آنها بپردازيم. &lt;BR&gt;اولين و مهم‌ترين عامل اين است كه شيطان‌گرايي در وجود تمام انسان‌ها ريشه‌دارد. در روايتي از امام صادق عليه السلام مي‌خوانيم كه قلب هر انسان دو گوش دارد در يكي شيطاني نشسته و همواره به سوي شر و پليدي دعوت مي‌كند و در گوش ديگر فرشته‌اي است كه به خير و نيكي مي‌خواند. درون انسان عرصة جنگ ميان شيطان و فرشته درون است. اگر شخص ارادة خود را به سوي فرشته معطوف كند، شيطان را شكست داده و تسليم خواهد كرد، اما در صورتي انسان به پيروي از شيطان درون روي آورد، فرشتة دروني را تضعيف خواهد كرد و صد البته كه فرشتة درون هيچ‌گاه شكست نمي‌خورد، انسان تنها مي‌تواند صداي او را نشنيده بگيرد ولي امكان از بين بردنش را ندارد؛ چون دعوت فرشتة دروني همان نداي فطرت است كه تغيير و تبدّلي پيدا نمي‌كند.(روم/30) به همين علت دنبال كردن نداي شيطان جنگ دروني را پايدار مي‌كند و چنين كسي هيچ گاه به آرامش نخواهد رسيد، و همواره با تضاد و تعارض دروني و احساس ناكامي زندگي خواهد كرد. &lt;BR&gt;ممكن است ما از شنيدن انجام يك گناه احساس نفرت كنيم، اما گاهي نيز رغبتي در قلب‌مان ايجاد مي‌شود، ما انسان‌ها گاهي از گناه و خطا و ضايع كردن حق ديگران براي منافع خود خوش‌مان مي‌آيد و به آن ميل پيدا مي‌كنيم، اين‌ها نشانة فعاليت شيطان دروني است. جنبش شيطان‌گرايي و شيطان پرستي بر همين خصلت آدمي تكيه مي‌كند و سستي اراده و بي‌توجهي به رسول باطني يا تمايلات متعالي فطرت سبب اقبال به دعوت شيطان از لحاظ روانشناختي و استقبال از جنبش‌هاي شيطان‌گرا به لحاظ جامعه‌شناختي مي‌شود. &lt;BR&gt;جنبش شيطان‌گرايي مي‌خواهد با تقديس و مشروعيت دادن به شرارت و شيطنت، تضاد دروني و آشفتگي رواني را بكاهد و حتي وعدة از بين بردن آن را مي‌دهد، اما اين وعدة دروغي است كه هيچ‌گاه محقق نخواهد شد. انسان هرچه قدر هم خطا كند و با فطرت و خرد و فرشتة درون خود مبارزه كند، نمي‌تواند وجود خود را از حضور آنها تهي سازد، زيرا فطرت در حقيقت نداي خالق و هستي بخش ماست كه درون ما حضور دارد و تا هستيم او با ماست. &lt;BR&gt;به همين منظور شيطان‌گرايان از مرگ خدا سخن مي‌گويند تا بتوانند فرشتة درون را نابود كنند و البته اين توهمي بيش نيست. در اين مرحله كه به نتيجه نرسند ممكن است پايان دادن به هستي را پيش نهاد كنند و فكر كنند با خودكشي مي‌توان از هستي و هستي بخش رو گرداند. ولي با مرگ به او نزديك‌تر مي‌شوند، در حالي‌كه قادر متعالي را از خود ناخشنود كرده و براي دريافت عشق بي‌كران او آماده نشده‌اند. از اين رو با قهر و غضب مواجه خواهند شد. &lt;BR&gt;بنابراين يكي از علل گرايش به شيطان پرستي پيروي از شيطان درون است كه عاقبت آن به جاهاي بسيار ناخوشايندي مي‌رسد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;برای خواندن ادامه مطلب به &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mohakeme.com/content/view/468/32/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;سایت مرجع&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt; مراجعه کنید&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 09:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=248</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-248.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهدویت در اسلام(8)</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-247.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;استاد شهيد مرتضى مطهرى&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مساله مهدويت ‏در اسلام - و بالاخص در تشيع - يك فلسفه بزرگ است، اعتقاد به ظهور منجى‏است، نه در شعاع زندگى يك قوم و يك ملت و يا يك منطقه و يا يك نژاد بلكه‏در شعاع زندگى بشريت.مربوط به اين نيست كه يك منجى بيايد و مثلا شيعه را يا ايران را يا آسيا را يا مسلمانان جهان‏را نجات دهد، مربوط به اين است كه يك منجى و مصلح ظهور كند و تمام اوضاع زندگى‏بشر را در عالم دگرگون كند و در جهت صلاح و سعادت بشر تغيير بدهد.ممكن است افرادى‏خيال كنند كه دليلى ندارد در عصر علم و دانش، در عصرى كه بشرزمين را در زير پاى خود كوچك مى‏بيند و آهنگ تسخير آسمانها را دارد، تصور كنيم‏كه خطرى بشريت را تهديد مى‏كند و بشريت نيازى به چنين مدد غيبى دارد.بشريت روز به روز مستقل‏تر و بالغ‏تر و كامل‏تر مى‏شودو طبعا نيازمندى‏اش به كمكها و مددهاى غيبى(به فرض قبول آنها) كمتر مى‏گردد.عقل و علم تدريجا اين خلاها و نيازهارا پر مى‏كند و از ميان مى‏برد.خطر، آن زمان بشريت را تهديد مى‏كرد كه جهالت و نادانى حكمفرما بود و افراد بشر به موجب‏جهالت و نادانى موجبات نيستى خود را فراهم مى‏كردند، تعادل و توازن را در زندگى به هم مى‏زدند،اما پس از روشن شدن فضاى جهان به نور علم و دانش ديگر خطرى نيست.متاسفانه‏اين خيال، خيال باطلى است.خطراتى كه به اصطلاح در عصر علم و دانش‏براى بشريت است از خطرات عصرهاى پيشين كمتر نيست، بيشتر است و عظيم‏تر است.اشتباه است اگر خيال كنيم منشا انحرافات‏بشر هميشه نادانى بوده است.علماى اخلاق و تربيت همواره اين مساله‏را طرح كرده و مى‏كنند كه آيا تنها منشا انحرافات بشر نادانى است.جاه ‏طلبى، برترى طلبى، لذت طلبى و بالاخره نفس پرستى و نفع پرستى است؟بدون‏شك نظريه دوم صحيح است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 437px; HEIGHT: 301px&quot; height=369 alt=&quot;السلام علی ربیع الانام&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs843.xs.to/xs843/09382/bia930.jpg&quot; width=437 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اكنون ببينيم‏در عصر ما كه به اصطلاح عصر علم و دانش است، غرايز بشر، شهوت‏و غضب بشر، حس جاه‏طلبى و برترى طلبى بشر، حس افزون طلبى بشر، حس‏استخدام و استثمار بشر، نفس پرستى و نفع پرستى بشر و بالاخره ستمگرى بشر در چه حالى است؟آيا در پرتو علم همه اينها ساكن‏و آرام شده و روح عدالت و تقوا و رضا به حق خود و حد خود و عفاف و راستى و درستى جايگزين آن شده است، يا كار كاملابر عكس است، غرايز بشر بسى ديوانه‏تر از سابق گشته است و علم و فن، ابزار و آلت كارى‏اى شده در دست اين غرايز، فرشته‏علم در خدمت ديو شهوت قرار گرفته، دانشمندان و عساكر علم خادمان سياستمداران و عساكر جاه طلبى و مدعيان‏انا ربكم‏الاعلى&lt;SUP&gt; (1) &lt;/SUP&gt;گشته‏اند؟! گمان نمى‏كنم بتوان كوچكترين ترديدى در اين مطلب روا داشت كه پيشرفتهاى علمى كوچك‏ترين‏تاثيرى روى غرايز بشر نكرده است، برعكس بشر را مغرورتر و غرايز حيوانى او را افروخته‏تر كرده است و به همين جهت‏خودعلم و فن، امروز به صورت بزرگترين دشمن بشر در آمده است، يعنى همين‏چيزى كه بزرگترين دوست بشر است بزرگ‏ترين دشمن بشر شده است.چرا؟ علم چراغ است، روشنايى است.استفاده از آن‏بستگى دارد كه بشر اين چراغ را در چه مواردى و براى چه هدفى به كار ببرد، به قول سنايى براى مطالعه يك كتاب از آن‏استفاده كند و يا براى دزديدن يك كالا در شب تاريك و چو دزدى با چراغ آيد گزيده‏تر برد كالا .بشر علم را همچون ابزارى براى هدفهاى‏خويش استفاده مى‏كند، اما هدف بشر چيست و چه بايد باشد؟علم ديگر قادر نيست هدفهاى بشر را عوض كند، ارزشها را در نظرش‏تغيير دهد، مقياسهاى او را انسانى و عمومى بكند.آن ديگر كار دين است، كار قوه‏اى است كه كارش تسلط بر غرايز و تمايلات‏حيوانى و تحريك غرايز عالى و انسانى اوست.علم همه چيز را تحت تسلط خويش قرار مى‏دهد مگر انسان و غرايز اورا.انسان علم را در اختيار مى‏گيرد و در هر جهت كه بخواهد آن را به كارمى‏برد، اما دين انسان را در اختيار مى‏گيرد، جهت انسان راو مقصد انسان را عوض مى‏كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;..............................................................&lt;BR&gt; 1.نازعات/24.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Sep 2009 16:02:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=247</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-247.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عالم ربانی آخوند ملا حسینقلى همدانى</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-245.aspx</link>
<description>نسب آخوند همدانى به جابر بن عبدالله انصارى صحابى مشهور پیامبر اسلام ـ صلى الله علیه و آله ـ می‌رسد. در كتاب «بزرگان و سخن سرایان همدان» آمده است: در زادگاه وی، شوَند درگزین جمع زیادى از نوادگان جابر زندگى می‌كنند. نزد آنان جامه‌اى از حضرت على ـ علیه السلام ـ است. هرگاه مرض طاعون در آن منطقه و روستاهاى اطراف پیدا می‌شده آن جامه را در آبى شستشو می‌دادند و به عنوان تبرك از آن آب می‌نوشیدند... كسانى كه از آن آمی‌نوشیدند، به طاعون مبتلا نمی‌شدند. آن گاه كه شاه عباس صفوى از این موضوع مطلع گردید، مقدارى از این لباس را جهت تبرك از آنان گرفت. این جامه‌اى است كه على ـ علیه السلام ـ آن را به جابر، جدّ اعلاى آخوند همدانی هدیه كرده است.آخوند همدانى در مكتب عرفان سید شوشتری، به مراتب عالى سیر و سلوك معنوى نائل شد. استاد به او علاقه‌ی ویژه‌ای داشت. علاقه‌ی استاد به او چنان بود كه وقتى آخوند در مدرسه‌ی سلیمیه به مرض صعب العلاجى دچار می‌شود، صد تومان به پزشك حاذقى می‌دهد كه او را درمان كند. در آن زمان ثروت كم‌تر كسى در نجف به صد تومان می‌رسید.آخوند همدانى دروس مقدماتى را نزد شیخ عبدالحسین طهرانی، حكمت را نزد حاج ملاهادى سبزواری، فقه و اصول را نزد شیخ مرتضى انصارى (ره) و اخلاق و سیر و سلوك عرفانى را نزد سید على شوشترى فرا گرفت. اساتید دیگرى نیز در رشد شخصیت آخوند همدانى تأثیر داشتند كه می‌توان در ایران از سید محمد سلطان آبادی (ره) و در عراق، از صاحب جواهر، ملا على رازى و میرزا محمد حسن شیرازى نام برد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;استاد شهید مرتضی مطهرى (ره):«بزرگترین حسنه حكیم سبزواری، مرحوم حكیم ربانی، عارف كامل الهی، فقیه نامدار، آخوند ملا حسینقلى همدانى در جزینى ـ قدس سره ـ است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Aug 2009 07:21:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=245</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-245.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ولادت سید و مولایمان مبارکباد</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-244.aspx</link>
<description>پروردگارا از تو می خواهیم سلام مارا به بهترین شکل به مولایمان برسانی 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 384px; HEIGHT: 296px&quot; height=676 alt=&quot;اللهم ارنی الطلعه الرشیده&quot; hspace=0 src=&quot;http://mytasvir.com/photo/gallery/14a7941c5220b3.jpg&quot; width=812 border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 05 Aug 2009 09:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=244</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-244.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عصر طلایی(7)</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-243.aspx</link>
<description>آن‏گاه كه زمان ظهور فرا رسد و رهايي‏بخش جهان از پشت پرده غيبت بيرون آيد و رخ نماياند، خداوند متعال امر او را در يك شب اصلاح مي‏كندو همه زيباييهاي پس از ظهور، يك به يك آشكار مي‏شود.&lt;BR&gt;صبح ظهور وقتي بندگان خدا از خواب بيدار مي‏شوند دستي بر سر آنها كشيده مي‏شود. به خود مي‏نگرند، به دانسته‏ها و قدرت فهم و دريافت عقلي خويش، ناگهان مي‏بينند كه نور ايمان در قلب آنان مي‏تابد به &lt;BR&gt;درخشندگي خورشيد و قدرت و تواني در خويش مي‏بينند باورنكردني. هر يك قدرت چهل مرد را پيدا مي‏كنند. ايمان و توان، اولين هديه‏هايي است كه از دوست مي‏گيرند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلهاي مؤمنان از ترس خالي شده و قلوب دشمنان آنها آكنده از ترس و وحشت مي‏گردد. همان‏گونه كه خداوند متعال در نبرد بدر با ايجاد رعب در دل دشمنان و فرستادن فرشتگان براي ياري مسلمانان - كه &lt;BR&gt;تعدادشان در برابر مشركان بسيار اندك بود - دلهاي مؤمنان را از ترس خالي نمود، در زمان ظهور نيز چنين خواهد شد.&lt;BR&gt;بيماري‏ها، اعم از روحي و جسمي بهبود مي‏يابد و ضعفها و ناتواني‏ها به قوت و قدرت تبديل مي‏شود. توان جسمي ياوران حضرت چنان افزوده شود كه از شير، شجاع‏تر و از نيزه، برنده‏تر شوند به گونه‏اي كه &lt;BR&gt;دشمن را با پاها بر زمين افكنند و با دست او را بشكنند، زيرا هر مؤمني در زمان ظهور، قدرت چهل مرد را مي‏يابد و قدرت خداوند نسبت به آنچه در آن روز انجام مي‏دهد بسيار بيشتر است.&lt;BR&gt;اهل آسمان و زمين، پرندگان، وحوش و ماهيان درياها به خاطر وجود حضرت حجت(ع) شاد مي‏شوند و هيچ مؤمني ديده نمي‏شود مگر آن كه اين شادي و نشاط در قلب او وارد شده باشد و يا اگر مرده است اين &lt;BR&gt;نشاط بر قبر او داخل مي‏شود&lt;BR&gt;در آن روز مردم با چهره‏هاي شادمان و گشاده در سطح شهر رفت و آمد مي‏كنند و اين شادي برخاسته از درون آنهاست. حاصل اين نعمت، بهداشت رواني جامعه، سلامتي جسمي و روحي و نيز تقليل ميزان &lt;BR&gt;بزهكاريها، جرمها و آلودگي‏هاي اجتماعي خواهد بود.&lt;BR&gt;شهرها با حضور چنين مردماني كه شادمانه و عاشقانه زندگي مي‏كنند، طراوتي شگفت‏انگيز خواهند يافت....(ادامه دارد)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الصراط المستقيم، ج2، ص237... كمال‏الدين، شيخ صدوق، ص652... بحارالانوار، ج52، ص372&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بحار، ج52، ص372... الغيبة، نعماني، باب21، ج2، بحار، ج52، ص372. اعلام الوري، ص435&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 06:51:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=243</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-243.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جهاد و جنگ باکفار (6)</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-242.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به موجب احاديث وارده از ناحيه پيامبر اكرم، صلى‏الله‏عليه‏وآله، و ائمه معصومين، عليهم‏السلام، مندرج در مصادر حديثى و كتب اختصاصى پيرامون حضرت بقية‏الله مهدى منتظر، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه، يكى از ويژگيهاى قيام جهانى آن حضرت رويارويى و جنگ با كفار و مشركين و مفسدين فى الارض است‏با سلاحهاى جنگى عصر پيغمبر (از جمله ذوالفقار يعنى شمشير پيغمبر) و ديگر وسائل از اين قبيل كه جهت آگاهى تفصيلى خوانندگان محترم را به مصادر مربوطه ارجاع مى‏دهيم&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;امام باقر، عليه‏السلام، در اين زمينه مى‏فرمايد: ... و اما شبهه من جده المصطفى، صلى‏الله‏عليه‏وآله، فخروجه بالسيف و قتله اعداء رسوله، صلى‏الله عليه‏وآله، و الجبارين و الطواغيت و انه ينصر بالسيف و الرعب و انه لا ترد له راية&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مهدى از اين جهت‏با جدش محمد مصطفى، صلى‏الله‏عليه‏وآله، شباهت دارد كه با شمشير قيام مى‏كند و دشمنان خدا و رسولش و زورگويان و طاغوتيان را به قتل مى‏رساند و با شمشير و ايجاد رعب و وحشت نصرت مى‏يابد و يارى مى‏شود و هيچ يك از پرچمهايش شكست‏خورده بر نخواهد گشت. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همچنين امام صادق، عليه‏السلام، در پاسخ ابو خديجه كه از ايشان درمورد حضرت قائم سؤال كرده بود، فرمودند: كلنا قائم بامر الله واحد بعد احد حتى يجى‏ء صاحب السيف فاذا جاء صاحب السيف جاء بامر غير الذى كان&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SUP&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همه ما يكى پس از ديگرى قائم به امر خدا هستيم تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد; پس آنگاه كه صاحب شمشير آمد برنامه و دستورى غير از آنچه بوده به اجرا درمى‏آورد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;گويا مراد حضرت از اين عبارت آن باشد كه پدرانش مامور به تقيه و مدارا بودند و او مامور به جهاد و براندازى ظلم و زور. دهها حديث ديگر از اين قبيل وجود دارد كه همگى بيانگر قيام حضرت مهدى و رويارويى او با دشمنانش به وسيله شمشير و سلاح جنگى پيامبر اكرم و امير مؤمنان است. شكى نيست كه حضرتش هيچگونه استفاده‏اى از وسائل و نيروهاى تاخت و تاز فعلى دنيا نخواهد كرد. با توجه به قيام عدل مآبانه اسلامى و انسانى آن بزرگوار به منظور برچيدن بساط ظلم و ستم و برقرارى عدل و داد از يك سو و ظالمانه بودن استفاده از هر نوع سلاحهاى جنگى فعلى از سوى ديگر معقول و قابل قبول نيست كه حضرتش از سلاحهاى جنگى - غير شمشير و نيزه - اين چنينى استفاده نمايد و قطره خونى را بنا حق بريزد يا ظالمانه به‏جان و مال مردم آسيب رساند. آرى به شرحى كه برخوردهاى جنگى پيامبر و امير مؤمنان و درگيريهاى آن دو بزرگوار را با كفار و مشركين و يهود و نصارى و منافقين - در رابطه با نشر و گسترش اسلام - در مصادر تاريخى و حديث‏سنى و شيعه ملاحظه مى‏كنيم، حضرت مهدى موعود، روحى‏له‏الفداء، هم عينا براى ادامه خط و رسم آن دو بزرگوار بدون هيچگونه اقدام ظالمانه‏اى به گسترش اسلام و برقرارى عدل و داد جهانى مى‏پردازد و حديث: يملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و ديگر احاديث و پيشگوييهاى پيامبر اكرم، صلى‏الله‏عليه‏وآله، و پيامبران پيشين و ائمه اطهار، عليهم‏السلام، را تحقق مى‏بخشد. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اكنون اين سؤال مطرح است كه: چگونه حضرت مهدى با شمشير و نيزه در مقابل آن همه سلاحهاى جنگى و هواپيماهاى بمب‏افكن و موشك‏انداز و نيروهاى آتش‏زا و مخرب و وسائل نقليه زمينى، هوايى، و دريايى مى‏تواند استقامت كند و جمعيتها و گروههاى منحرف و بيراهه‏رو و ضد اسلام را به اسلام و قرآن گرايش دهد و در صورت تمرد و تخلف آنها از پذيرش اسلام به كار آنها خاتمه دهد؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت كه: اگر بخواهيم از بعد معجزه و استفاده از نيروى معنوى و يارى الهى وارد شويم، مى‏توانيم بگوييم: همانطورى كه به شرح مندرج در آيات قرآنى، خداوند با يك قطعه چوب (عصا) حضرت موسى و هارون را بدون همكارى بنى‏اسرائيل و يارى آنها بر فرعون و دارودسته و نيروى يك ميليون و ششصد هزار نفرى او مسلط و پيروز كرد.&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;چنانكه مى‏دانيد بعد از آنكه فرعون هشتاد نفر از نيروهاى ساحر و جادوگر خود را احضار كرد و آنها در مقابل حضرت موسى با گستردن طناب و چوب و ديگر چيزها صحنه جست و خيزى در شكل مارها و ديگر حيوانات وحشتزا را به نمايش درآوردند; حضرت موسى به امر الهى عصاى خود را بر زمين زد و فورا عصا به شكل اژدهاى عظيمى به حركت درآمد و تمام وسائل و مايه‏هاى جادويى جادوگران را بلعيد، آن چنانكه آنها به شگفت آمده و وحشتزده شدند و همه در مقابل حضرت موسى تسليم شدند و به سجده افتادند و گفتند ما به خداى موسى و هارون ايمان آورديم و معتقد به خداى راستين حضرت موسى شدند و در پاسخ فرعون كه آنها تهديد به قطع دست و پا و به دارآويختن نموده بود، گفتند: مهم&lt;SUP&gt; (5) &lt;/SUP&gt;نيست هر كارى مى‏خواهى بكن، ما گناهانى كرده‏ايم كه مى‏خواهيم با ايمان به خدا و تسليم در مقابل پيغمبرش ما را ببخشد و بيامرزد. و نيز حضرت موسى به امر الهى عصا را بر آب رود نيل زد و آبهاى آن مثل كوه روى هم انباشته شد و دوازده جاده خشك به وجود آمد، پس حضرت موسى با دوازده فرقه بنى‏اسرائيل وارد جاده‏هاى خشك شدند و فرعون هم به همراه لشكرش در تعقيب موسى وارد جاده‏هاى خشك رود نيل شد و بالاخره پس از آنكه آخرين نفر از بنى‏اسرائيل از دريا خارج شد و پا بيرون نهاد آخرين نفر از نيروها و دنباله‏روان فرعون وارد دريا شد، آنگاه خداوند با موجى لحظه‏اى دريا را پر از آب و فرعون - همان خداى دروغين را - با انبوه زر و زيورهاى وزنه‏دار آويخته به‏خود و سلاحهاى سنگين و همراهانش همه را غرق كرد و جثه فرعون را مثل پر كاه روى آب قرار داد كه كافر و مؤمن همه به حيرت درآمدند. در حالى كه موسى و هارون و تعداد ششصد هزار نفر بنى‏اسرائيل همه نجات يافتند و بنى‏اسرائيل وارث و مالك تشكيلات فرعون و سرزمين مصر شدند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SUP&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به‏فرموده امام رضا، عليه‏السلام، حضرت مهدى، عليه‏السلام، عصاى موسى و انگشتر سليمان را در دست دارد; و طبعا همانند موسى از عصا&lt;SUP&gt; &lt;/SUP&gt;و همانند سليمان از انگشتر استفاده معجزه‏آسا خواهد كرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;       &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 384px; HEIGHT: 207px&quot; height=207 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs941.xs.to/xs941/09284/aa786.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Jul 2009 08:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=242</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-242.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برنامه های بعد از ظهور(5)</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-241.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;1.عدالت اجتماعى &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امام صادق عليه السلام :&lt;BR&gt;مهدى، عدالت را، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه مى‏شود، وارد خانه‏هاى مردمان مى‏كند، و دادگرى او همه جا را فرا مى‏گيرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ويكتور هوگو:&lt;BR&gt;روزى عالميان همه، دست برادرى و مساوات به هم خواهند داد و آن روز است كه بدبختى و تيره روزى بر عرصه جهان يافته نخواهد شد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گسترش عدالت در سراسر جهان و ريشه كنى بيداد از همه آبادى‏هاى زمين، از نخستين برنامه‏هاى انقلاب امام مهدى عليه السلام مى‏باشد و از هدفهاى اصلى آن امام بزرگ و نجاتبخش است. اين موضوع در بشارت‏ها و احاديثى كه درباره آن حضرت رسيده است خيلى روشن ياد شده است. در سخنان پيامبر بزرگوار اسلام و امامان معصوم كه درباره قيام امام دوازدهم آمده، دعوت به توحيد و مبارزه با شرك و كفر به اندازه ايجاد عدالت و اجراى آن، مورد تأكيد قرار نگرفته است. علت اين موضوع شايد اين باشد كه با آموزش‏هاى پيامبران گذشته و بويژه پيامبر ما و دين اسلام، همچنين رشد علم و آگاهى بشر، انسان‏ها به خداى يكتا ايمان مى‏آورند و انديشه خدانشناسى شكست مى‏خورد، و نوع جامعه‏هاى انسانى داراى عقيده مذهبى و خدايى مى‏گردند؛ ليكن با اين وصف در آتش ظلم، حقكشى و كينه توزى و روابط غير انسانى مى‏سوزند، و با زندگى بى عدالت كه در حقيقت شكنجه و مرگ تدريجى است، دست به گريبانند. از اين رو، نياز عمده جامعه بشرى برقرارى عدالت و دادگرى است و حاكميت روابط انسانى بر جامعه. انسان‏ها تشنه عدالتند و خواهان آيين و دينى كه اين تشنگى را فرو بنشاند و آتش بيدادگرى را خاموش كند. و عدالت واقعى را بوجود آورد. كه همه مردم؛ بزرگ و كوچك و ضعيف و قوى آن را آشكار ببينند.&lt;BR&gt;بنابراين، مشكل اصلى و نخستين آن نجات دهنده بزرگِ انسان، مشكل خداباورى يا انكار خدا نيست؛ بلكه مشكل اصلى ظلم و ستم جهانسوز و همه جايى است كه بشريت را در كام خود فرو برده و در آتش خود سوزانده است و دين و عقيده و آزادى و خواب و خوراك و آسايش و همه چيز انسان را نابود ساخته است. به اين جهت امام مهدى عليه السلام كه آخرين نجات دهنده انسان‏هاست پس از ظهور مبارك خويش، اصول عدالت و دادگرى را در ميان همه انسان‏ها برقرار مى‏سازد و همه مردم را از بدى و آزار رسانى و زشتى و محروميت رهايى مى‏بخشد.(ادامه دارد)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                  &lt;IMG alt=&quot;سلام بر اقایمان&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs940.xs.to/xs940/09231/amin809.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Jun 2009 09:38:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=241</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-241.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مصلح در کتب دیگر(4)</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-239.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بررسي اعتقاد به مصلح در کتاب زبور حضرت داوود&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قران کريم تعبيري را در سوره انبياء آيه 105 اززبورنقل مي کند که در زبور فعلي عيناً موجود است.قرآن کريم مي فرمايد:علاوه بر ذکر(تورات)درزبور نيز نوشتيم که بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد.&lt;BR&gt;و اينک گوشه هايي از متن زبور:&lt;BR&gt;در مزمور27 آمده است&quot;اي خدا، احکام خود را به ملک زاده عطا فرما تا آنکه قوم تورا به عدالت و فقراي تورا به انصاف حکم نمايد.به قوم کوهها سلامت و کويرها عدالت برساند.فقيران تورا حکم نمايد و ظالم را بشکند...در روزهايش صديقان شکوفه خواهند نمود...بلکه تمامي ملوک به او کرنش خواهند نمود و تمامي امم او را بندگي خواهند کرد زيراکه قفير را وقتي فرياد مي کند و مسکيني که نصرت کننده ندارد .خلاصي خواهد داد.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بررسي اعتقاد به ظهور مصلح در آخرالزمان در آيين زرتشت&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;زرتشت جزء پيامبران الهي داراي کتاب مي باشد و دين او دين غالب ايرانيان تا قبل ازظهور اسلام بوده است.در اين مذهب مسئله آخرالزمان .مطرح شده و چنين توصيف شده:وقتي &quot;سوشيانت&quot;يا موعود ظهور کند، آخرالزمان آغاز مي شود&lt;BR&gt;موعود همان سوشيانس که در فارسي سوشيانت و گاه به صورت جمع &quot;سوشيانسها&quot;آمده است.نجات بخشي که اهورامزدا به مردمان نيک وعده داده است، وظيفه اش پاييدن و نگهباني جهان راستي است، جهاني که اندکي پيبش از رستاخيز آراسته خواهد شد و درآن راستگو بر دروغگو چيره خواهد شد، جهاني که در آن حق غالب است و باطل و دروغ مغلوب.از اين جهت سوشيانس ناميده خواهد شد زيراکه سراسر .جهان مادي را سود خواهد بخشيد&lt;BR&gt;سوشيانس به معني سودمند است و در گاتها به معناي رهاننده يا نجات دهنده ذکر شده است.در اوستا موعود آخرالزمان &quot;استوت ارت&quot;هم&lt;BR&gt;.ناميده شده است&lt;BR&gt;،در دين زرتشت موعودها سه تن بوده اند که مهمترين آنان آخرين ايشان است و او &quot;سوشيانت پيروزگر&quot;خوانده شده است و اين سوشيانت همان موعود است ،چنانکه گفته اند:&quot;سوشيانت مَزديَنشان ،به منزله کَريشناي بَرَهمان ،بوداي پنجم بودائيان ،فارقليط عيسويان و مهدي مسلمانان .&quot;است. در هر روزگاري و در ميان هر قومي و امتي و در هر سرزميني و به زبان هر پيامبري يا حکيم يا بزرگي ،که سخن از &quot;موعود&quot;رفته است .به تعبيرها و اصطلاحها و نامهاي متعارف در ميان همان قوم و مردم بوده است و منظور از همه ان تعبيرها و اشارتها و نامها ،سرانجام موعودآخرالزمان است و آن موعود مهدي است،مهدي موعود &lt;BR&gt;در کتابهاي زرتشتيان در اين زمينه مطالب بسياري آمده است.از جمله در: &lt;BR&gt;&lt;B&gt;کتاب اوستا&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-&lt;/B&gt;&lt;B&gt;کتاب زند &lt;/B&gt;&lt;B&gt;-&lt;/B&gt;&lt;B&gt;کتاب جاماسب نامه&lt;/B&gt;&lt;B&gt;-&lt;/B&gt;&lt;B&gt;کتاب داتستان دينيک &lt;/B&gt;&lt;B&gt;-&lt;/B&gt;&lt;B&gt;کتاب زرتشت نامه&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;نويدهاي مربوط به موعود آخرالزمان در متن اوستا موجود است و در ميان منابع زرتشتي در کتاب هفتم اينکرد بيش از همه از ظهور سوشيانت بحث شده است :&lt;BR&gt;&quot;چاره و درمان جميع دردهاورنجها با اوست،رنج وبيماري وظلم وبي ديني وفساد را ريشه کن سازد.مردمان ناپاک را نابود سازدوهمه آنها رابراندازد.&quot;&lt;BR&gt;درکتاب جاماسب نامه درصفحه 121 آمده است:&lt;BR&gt;&quot;گشتاسب پادشاه وقت مي پرسد وقتي &quot;سوشيانس&quot;ظهور کرد چگونه فرمانروايي و دادستاني ميکند و چگونه اداره خواهد شد و چه آييني دارد؟جاماسب در پاسخ ميگويد&quot;سوشيانت(نجات دهنده بزرگ)دين را به جهان رواج دهد مردم جهان را همفکر و همگفتارو هم کردار سازد &quot;.&lt;BR&gt;و باز در همين کتاب شاگرد زرتشت مي گويد:&lt;BR&gt;&quot;مردي بيرون آيد اززمين تازيان از فرزندان هاشم، مردي بزرگ سروبزرگ تن و بزرگ ساق، و به دين جد خويش بود و زمين را پر داد کند.و باز در کتاب جاماسب نامه جاماسب از قول استادش زرتشت خبر مي دهد :پيش از ظهور سوشيانس پيمان شکني و دروغ و بي ديني در جهان رواج مي يابد و&lt;BR&gt;مردم از خدا دوري جسته، ظلم و فساد و فورمايگي آشکار مي گردد.همين ها نيز اوضاع جهان را دگرگون ساخته زمينه را براي ظهور نجات دهنده مساعد مي گرداند.وقايعي که مصادف با ظهور مي شود عبارتست از علامات شگفت انگيزي که در آسمان پديد مي آيد و دال برآمدن شهر ايزد ميباشد و فرشتگان از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مي شود و به همه دنيا پيام مي فرستد اما اشخاص شرور او را انکار مي کنند و کاذب ميشمارند .و نگهبانان پيروزگر آسمانها و زمينها در برابر او سر فرود مي آورند در کتاب زند در اين باره آمده است:&quot;لشگراهريمنان با ايزديان دائم در روي خاکدان محاربه و کشمکش دارند و غالباً پيروزي با اهريمنان باشد....آنگاه پيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي شود و اهريمنان را منقرض مي سازند و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در .آسمان راه ندارند و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان ،عالم کيهان،به سعادت اصلي خود رسيده، بني آدم برتخت نيکبختي خواهند نشست.&quot; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                &lt;IMG alt=&quot;یا مهدی&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs138.xs.to/xs138/09183/aqa936.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 09:11:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=239</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-239.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پنجره...</title>
<link>http://professionals.blogfa.com/post-238.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;در بیمارستانی دو بیمار در یک اتاق بستری بودند.یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.انها ساعتها با هم صحبت می کردند از همسر خانواده سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف میزدند و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد. پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت مرغابی ها و قوها در دریاچه شنا میکردند. درختان کهن به منظره بیرون زیبایی خاصی بخشیده بودند. همان طور که مرد کنار پنجره این جزییات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را میبست و این مناظر را در ذهنش مجسم می کرد. روزها و هفته ها گذشت تا اینکه روزی مرد کنار پنجره از دنیا رفت و مستخدمین بیمارستان جسدش را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را کنار پنجره ببرند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد. مرد با ارامی و با درد خودرا به طرف پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون ار پنجره بیندازد. بالاخره توانست ان منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند ولی در کمال تعجب با یک دیوار بلند مواجه شد! مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره برای او توصیف می کرده است. پرستار پاسخ داد: ولی ان مرد کاملا نا بینا بود...!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;        &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 341px; HEIGHT: 206px&quot; height=206 alt=&quot;سلام بر گل نرگس&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs138.xs.to/xs138/09173/narges767.jpg&quot; width=394 border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 22 Apr 2009 07:07:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=professionals&amp;postid=238</comments>
<dc:creator>professionals</dc:creator>
<guid>http://professionals.blogfa.com/post-238.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
