ای سیدما،ای مولای ما،دعاکن برای ما، صاحب ما تویی،پشتیبان ما تویی
|
|
|
نسب آخوند همدانى به جابر بن عبدالله انصارى صحابى مشهور پیامبر اسلام ـ صلى الله علیه و آله ـ میرسد. در كتاب «بزرگان و سخن سرایان همدان» آمده است: در زادگاه وی، شوَند درگزین جمع زیادى از نوادگان جابر زندگى میكنند. نزد آنان جامهاى از حضرت على ـ علیه السلام ـ است. هرگاه مرض طاعون در آن منطقه و روستاهاى اطراف پیدا میشده آن جامه را در آبى شستشو میدادند و به عنوان تبرك از آن آب مینوشیدند... كسانى كه از آن آمینوشیدند، به طاعون مبتلا نمیشدند. آن گاه كه شاه عباس صفوى از این موضوع مطلع گردید، مقدارى از این لباس را جهت تبرك از آنان گرفت. این جامهاى است كه على ـ علیه السلام ـ آن را به جابر، جدّ اعلاى آخوند همدانی هدیه كرده است.آخوند همدانى در مكتب عرفان سید شوشتری، به مراتب عالى سیر و سلوك معنوى نائل شد. استاد به او علاقهی ویژهای داشت. علاقهی استاد به او چنان بود كه وقتى آخوند در مدرسهی سلیمیه به مرض صعب العلاجى دچار میشود، صد تومان به پزشك حاذقى میدهد كه او را درمان كند. در آن زمان ثروت كمتر كسى در نجف به صد تومان میرسید.آخوند همدانى دروس مقدماتى را نزد شیخ عبدالحسین طهرانی، حكمت را نزد حاج ملاهادى سبزواری، فقه و اصول را نزد شیخ مرتضى انصارى (ره) و اخلاق و سیر و سلوك عرفانى را نزد سید على شوشترى فرا گرفت. اساتید دیگرى نیز در رشد شخصیت آخوند همدانى تأثیر داشتند كه میتوان در ایران از سید محمد سلطان آبادی (ره) و در عراق، از صاحب جواهر، ملا على رازى و میرزا محمد حسن شیرازى نام برد.
استاد شهید مرتضی مطهرى (ره):«بزرگترین حسنه حكیم سبزواری، مرحوم حكیم ربانی، عارف كامل الهی، فقیه نامدار، آخوند ملا حسینقلى همدانى در جزینى ـ قدس سره ـ است.
پروردگارا از تو می خواهیم سلام مارا به بهترین شکل به مولایمان برسانی
در بیمارستانی دو بیمار در یک اتاق بستری بودند.یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.انها ساعتها با هم صحبت می کردند از همسر خانواده سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف میزدند و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد. پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت مرغابی ها و قوها در دریاچه شنا میکردند. درختان کهن به منظره بیرون زیبایی خاصی بخشیده بودند. همان طور که مرد کنار پنجره این جزییات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را میبست و این مناظر را در ذهنش مجسم می کرد. روزها و هفته ها گذشت تا اینکه روزی مرد کنار پنجره از دنیا رفت و مستخدمین بیمارستان جسدش را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را کنار پنجره ببرند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد. مرد با ارامی و با درد خودرا به طرف پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون ار پنجره بیندازد. بالاخره توانست ان منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند ولی در کمال تعجب با یک دیوار بلند مواجه شد! مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره برای او توصیف می کرده است. پرستار پاسخ داد: ولی ان مرد کاملا نا بینا بود...!
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.
به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است. حضرت فاطمه (س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.(شیعیان)
فضل بن ربيع حكايت كند:
روزى هارون الرّشيد با حالت غضب ، شمشير به دست بر من وارد شد و گفت : همين الا ن بايد اين حجازى بعنى ؛ حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام را در هر حالتى كه هست ، امانش ندهى و او را اين جا حاضر كنى . پس من به سوى محلّ سكونت حضرت حركت كردم تا آن كه به خانه اى كه با حصير و شاخه هاى درخت خرما درست شده بود، رسيدم ؛ غلام سياهى در آن جا حضور داشت ، گفتم : اجازه ورود بر مولايت را مى خواهم ؟ غلام گفت : مولاى من حاجب و دربان و وزير ندارد، بيا داخل ، چون وارد منزل شدم ، پس از عرض سلام ، گفتم : هارون الرّشيد شما را طلب كرده است . امام كاظم عليه السلام فرمود: مرا با هارون چه كار است ؟! آيا با آن همه نعمت كفايت نمى كند؟ و پس از آن ، با سرعت حركت نمود و اظهار داشت : اگر جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله نفرموده بود: تبعيّت از سلطان در حالت تقيّه واجب است ، هرگز نمى آمدم . عرضه داشتم : يا ابن رسول اللّه ! آماده عقوبت و شكنجه هارون باشيد، چون كه بسيار غضبناك بود. حضرت فرمود: همراه من كسى است كه مالك تمام دنيا و آخرت است ، و هارون الرّشيد امروز نمى تواند كمترين آسيبى را به من وارد نمايد، انشاءاللّه تعالى . و سپس دست مبارك خود را اطراف سر خود سه مرتبه چرخانيد و زمزمه اى كرد كه من متوجّه آن نشدم . سپس حركت كرديم و همين كه جلوى دارالا ماره رسيديم حضرت بيرون ايستاد ومن بر هارون الرّشيد وارد شدم ، ديدم همانند مادر بچّه مرده ناراحت و سرگردان است ؛ و چون چشمش بر من افتاد گفت : آيا پسر عمويم را آوردى ؟ گفتم : بلى . اظهار داشت : آسيبى كه به او نرسانده اى ؟ گفتم : خير. گفت : بگو: وارد شود. چون حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام وارد شد، هارون از جاى خود حركت كرد و به استقبال حضرت رفت و او را در آغوش گرفت و با يكديگر معانقه كردند. سپس هارون الرّشيد به حضرت خطاب كرد و گفت : اى پسر عمو! خوش آمدى ؛ و آن گاه حضرت را با احترام و تكريم كنار خود نشانيد و اظهار داشت : چه شده است كه با ما قطع رابطه كرده اى ؛ و به ملاقات ما نمى آئى ؟ امام عليه السلام فرمود: چون رياست و نعمت تو فراوان گشته است و علاقه مند به دنيا گشته اى . پس از آن ، هارون دستور داد تا هداياى متعدّد و ارزشمندى براى حضرتش آماده كنند؛ و سپس آن هدايا را تحويل امام كاظم عليه السلام داد. حضرت فرمود: اگر نمى خواستم به جوانان بنى هاشم در امر ازدواجشان كمك كنم تا نسل آنها افزايش يابد، اين هدايا را نمى پذيرفتم ؛ و سپس حركت نمود و رفت . فضل بن ربيع در ادامه اين حكايت افزود: چون حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام از دربار خليفه خارج شد و رفت ، به هارون الرّشيد گفتم : تو تصميم تعذيب و جسارت داشتى ، ولى اكنون هدايائى گرانبها تقديمش كردى ؛ و نيز با عزّت و احترام راهى منزل خويش گرديد؟ هارون الرّشيد در جواب اظهار داشت : همين كه تو را به دنبال او فرستادم ، چند نفر ناشناس و مسلّح بر من وارد شدند و همگى گفتند: چنانچه آسيبى به موسى بن جعفر عليهما السلام برسانى ، تمام كاخ و اهل آن را نابود مى گردانيم ؛ پس سعى كن با او به نيكى و احسان برخورد نمائى . فضل بن ربيع گويد: پس از گذشت چند صباحى خدمت امام موسى كاظم عليه السلام رفتم و عرضه داشتم : چگونه شرّ هارون الرّشيد را از خودت دفع و برطرف نمودى ؛ و به حمد اللّه هيچ آسيبى به شما نرسيد؟ امام عليه السلام در جواب فرمود: دعاى جدّم حضرت اميرالمؤمنين ، علىّ بن ابى طالب عليه السلام را خواندم و خداوند مرا كفايت نمود. منبع:اوینی اری میگفت می خواهم خود کشی کنم اما نمی گفت چرا...نامش را نمی گویم چون او نیز نامش را به من نگفت اما نام زیبایش را بر روی اعلامیه دیدم...نمی دانم جوان ناکام بود یا بی کام...عکسش را هم دیدم اما نمی دانم عکس خودش بود یا شاخه گلی......وقتی به من گفت... ندانستم چه شد اما به او گفتم چرا!؟ گفت زمانه عوض شده گفتم زمانه مدت هاست که همین طور بوده و هست نه کم شده نه زیاد...سکوت کرد...گفت اهل زمانه عوض شده...اما این بار نوبت سکوت من بود...چه می گفتم...می گفتم اهل زمانه هم همینطور بودند و هستند...در سکوتم جوابی نیافت اما من در سکوتش همه چیز را می دیدم...خواستم بحث را عوض کنم لب هایش خشکیده بود گفتم لب هایت خشکیده ترک زده! گفت اینها ترک نیست غم های زمانه است...گفتم خوش به حالت...گفت چرا...گفتم غم های من قلبم را شکسته اما گفت: قلبم جایی برای شکستن ندارد سرخی لبهایم شکست...در اخر دیدم چگونه پرپر شد...اری همان گل سرخ را میگویم که در فراغ دوستانش زخمی به کنج خانه روی تخت افتاده بود و رفتنش مثل خود کشی بود اما شیرین...دیده اش را دیدم در پی مولایش بود ومولایش را دید و رفت......(براساس زندگی جانباز شهید...) آیت الله شیخ علی کورانی، از علمای لبنانی مقیم شهر مقدس قم در گفتوگویی با شبکه تلویزیونی "اهل البیت(ع)" اعلام کرد: «آقای عبدالرحمن القرضاوی، پسر شیخ یوسف القرضاوی (مفتی اهل سنت) به مذهب تشیع گرویده و عصبانیت شیخ از شیعیان در مدت اخیر نیز ناشی همین مسأله است و اینجانب از این بابت اطمینان دارم.» مبع:شیعیان
سلام دوست عزیز.
همون طور که به یک دوست عزیز قول دادم قالب ذاکر رو با طرحی بسیار ساده تموم کردم.که این قالب بسیار کم حجم و زیبا ست.از همه عزیزانی که قالب سفارشی دارند خواهش میکنم که بادادن چند عکس به من مرا در ساختن قالب یاری کنند.(قالب های با موضوع اسلامی رایگان طراحی میشوند.)
حل مشکل کد:(ضمن عذر خواهی) کد را در قسمت نظرات در این ادرس کپی کنید: (از بالا به پایین) |
درباره وبلاگ
![]() هر گونه کپی برداری از وبلاگ فقط با ذکر صلوات مجاز میباشد ......................... دریافت سفارشات قالب های مذهبی وارائه رایگان فعلا مسدود میباشد ........................ ادرس دیگر: irip.blogfa.com ........................ منوی اصلی
مراجع و بزرگان
پیوندهای روزانه
ماه به خون نشسته سوالاتی که مرا شیعه کرد بنت الرسول خانه دل :: جایی برای با هم بودن:: اخلاق الهی استاذنا بهونه شب نوشته های یک مسلمان یادداشتی از یک مزدور فان حزب الله هم الغالبون لحظه دیدار چقدر نزدیک است اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من حقیقت القائم.عجل الله تعالی فرجه هیئت پیروان ولایت یک وبلاگ سیاسی تحلیلی حقیقت ضداسراییل نایبالزیاره سید کوی عاشقان دانلود فیلم هاي سفرهاي استاني احمدی نژاد دکتر رحیم پور گناهان کبیره درانتظاریار هر كه دارد هوس كربلا بسم الله انتظار ظهور رهنمون پزشکی حضرت ولی عصر(عج) مبارز خاتم النبیین(ص) یامهدی(عج) یاسین مدیا دانلود مداحی بی نشان السلام علينا و علي عبادالله الصالحين پایگاه مقاومت شهید نواب صفوی سمنان نسيم وصل حزب الله شهر کرد (جدید) اشک مهدی شوق دیدار روضه اب حزب الله مقاومت کن سرای منتظران امت اسلامی عاشق ولایتیم یا خیر حبیب و محبوب شهدا••• اللهم عجل لولیک الفرج2 آرشیو پیوندهای روزانه آرشیو
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 آرشیو موضوعی
آخرین نوشته ها
زندگی بزرگان
.........................................
|