ای سیدما،ای مولای ما،دعاکن برای ما، صاحب ما تویی،پشتیبان ما تویی
|
|
|
استاد شهيد مرتضى مطهرى مساله مهدويت در اسلام - و بالاخص در تشيع - يك فلسفه بزرگ است، اعتقاد به ظهور منجىاست، نه در شعاع زندگى يك قوم و يك ملت و يا يك منطقه و يا يك نژاد بلكهدر شعاع زندگى بشريت.مربوط به اين نيست كه يك منجى بيايد و مثلا شيعه را يا ايران را يا آسيا را يا مسلمانان جهانرا نجات دهد، مربوط به اين است كه يك منجى و مصلح ظهور كند و تمام اوضاع زندگىبشر را در عالم دگرگون كند و در جهت صلاح و سعادت بشر تغيير بدهد.ممكن است افرادىخيال كنند كه دليلى ندارد در عصر علم و دانش، در عصرى كه بشرزمين را در زير پاى خود كوچك مىبيند و آهنگ تسخير آسمانها را دارد، تصور كنيمكه خطرى بشريت را تهديد مىكند و بشريت نيازى به چنين مدد غيبى دارد.بشريت روز به روز مستقلتر و بالغتر و كاملتر مىشودو طبعا نيازمندىاش به كمكها و مددهاى غيبى(به فرض قبول آنها) كمتر مىگردد.عقل و علم تدريجا اين خلاها و نيازهارا پر مىكند و از ميان مىبرد.خطر، آن زمان بشريت را تهديد مىكرد كه جهالت و نادانى حكمفرما بود و افراد بشر به موجبجهالت و نادانى موجبات نيستى خود را فراهم مىكردند، تعادل و توازن را در زندگى به هم مىزدند،اما پس از روشن شدن فضاى جهان به نور علم و دانش ديگر خطرى نيست.متاسفانهاين خيال، خيال باطلى است.خطراتى كه به اصطلاح در عصر علم و دانشبراى بشريت است از خطرات عصرهاى پيشين كمتر نيست، بيشتر است و عظيمتر است.اشتباه است اگر خيال كنيم منشا انحرافاتبشر هميشه نادانى بوده است.علماى اخلاق و تربيت همواره اين مسالهرا طرح كرده و مىكنند كه آيا تنها منشا انحرافات بشر نادانى است.جاه طلبى، برترى طلبى، لذت طلبى و بالاخره نفس پرستى و نفع پرستى است؟بدونشك نظريه دوم صحيح است. اكنون ببينيمدر عصر ما كه به اصطلاح عصر علم و دانش است، غرايز بشر، شهوتو غضب بشر، حس جاهطلبى و برترى طلبى بشر، حس افزون طلبى بشر، حساستخدام و استثمار بشر، نفس پرستى و نفع پرستى بشر و بالاخره ستمگرى بشر در چه حالى است؟آيا در پرتو علم همه اينها ساكنو آرام شده و روح عدالت و تقوا و رضا به حق خود و حد خود و عفاف و راستى و درستى جايگزين آن شده است، يا كار كاملابر عكس است، غرايز بشر بسى ديوانهتر از سابق گشته است و علم و فن، ابزار و آلت كارىاى شده در دست اين غرايز، فرشتهعلم در خدمت ديو شهوت قرار گرفته، دانشمندان و عساكر علم خادمان سياستمداران و عساكر جاه طلبى و مدعيانانا ربكمالاعلى (1) گشتهاند؟! گمان نمىكنم بتوان كوچكترين ترديدى در اين مطلب روا داشت كه پيشرفتهاى علمى كوچكترينتاثيرى روى غرايز بشر نكرده است، برعكس بشر را مغرورتر و غرايز حيوانى او را افروختهتر كرده است و به همين جهتخودعلم و فن، امروز به صورت بزرگترين دشمن بشر در آمده است، يعنى همينچيزى كه بزرگترين دوست بشر است بزرگترين دشمن بشر شده است.چرا؟ علم چراغ است، روشنايى است.استفاده از آنبستگى دارد كه بشر اين چراغ را در چه مواردى و براى چه هدفى به كار ببرد، به قول سنايى براى مطالعه يك كتاب از آناستفاده كند و يا براى دزديدن يك كالا در شب تاريك و چو دزدى با چراغ آيد گزيدهتر برد كالا .بشر علم را همچون ابزارى براى هدفهاىخويش استفاده مىكند، اما هدف بشر چيست و چه بايد باشد؟علم ديگر قادر نيست هدفهاى بشر را عوض كند، ارزشها را در نظرشتغيير دهد، مقياسهاى او را انسانى و عمومى بكند.آن ديگر كار دين است، كار قوهاى است كه كارش تسلط بر غرايز و تمايلاتحيوانى و تحريك غرايز عالى و انسانى اوست.علم همه چيز را تحت تسلط خويش قرار مىدهد مگر انسان و غرايز اورا.انسان علم را در اختيار مىگيرد و در هر جهت كه بخواهد آن را به كارمىبرد، اما دين انسان را در اختيار مىگيرد، جهت انسان راو مقصد انسان را عوض مىكند. ..............................................................
آنگاه كه زمان ظهور فرا رسد و رهاييبخش جهان از پشت پرده غيبت بيرون آيد و رخ نماياند، خداوند متعال امر او را در يك شب اصلاح ميكندو همه زيباييهاي پس از ظهور، يك به يك آشكار ميشود.
صبح ظهور وقتي بندگان خدا از خواب بيدار ميشوند دستي بر سر آنها كشيده ميشود. به خود مينگرند، به دانستهها و قدرت فهم و دريافت عقلي خويش، ناگهان ميبينند كه نور ايمان در قلب آنان ميتابد به درخشندگي خورشيد و قدرت و تواني در خويش ميبينند باورنكردني. هر يك قدرت چهل مرد را پيدا ميكنند. ايمان و توان، اولين هديههايي است كه از دوست ميگيرند. دلهاي مؤمنان از ترس خالي شده و قلوب دشمنان آنها آكنده از ترس و وحشت ميگردد. همانگونه كه خداوند متعال در نبرد بدر با ايجاد رعب در دل دشمنان و فرستادن فرشتگان براي ياري مسلمانان - كه الصراط المستقيم، ج2، ص237... كمالالدين، شيخ صدوق، ص652... بحارالانوار، ج52، ص372 بحار، ج52، ص372... الغيبة، نعماني، باب21، ج2، بحار، ج52، ص372. اعلام الوري، ص435 به موجب احاديث وارده از ناحيه پيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، و ائمه معصومين، عليهمالسلام، مندرج در مصادر حديثى و كتب اختصاصى پيرامون حضرت بقيةالله مهدى منتظر، عجلاللهتعالىفرجه، يكى از ويژگيهاى قيام جهانى آن حضرت رويارويى و جنگ با كفار و مشركين و مفسدين فى الارض استبا سلاحهاى جنگى عصر پيغمبر (از جمله ذوالفقار يعنى شمشير پيغمبر) و ديگر وسائل از اين قبيل كه جهت آگاهى تفصيلى خوانندگان محترم را به مصادر مربوطه ارجاع مىدهيم امام باقر، عليهالسلام، در اين زمينه مىفرمايد: ... و اما شبهه من جده المصطفى، صلىاللهعليهوآله، فخروجه بالسيف و قتله اعداء رسوله، صلىالله عليهوآله، و الجبارين و الطواغيت و انه ينصر بالسيف و الرعب و انه لا ترد له راية :مهدى از اين جهتبا جدش محمد مصطفى، صلىاللهعليهوآله، شباهت دارد كه با شمشير قيام مىكند و دشمنان خدا و رسولش و زورگويان و طاغوتيان را به قتل مىرساند و با شمشير و ايجاد رعب و وحشت نصرت مىيابد و يارى مىشود و هيچ يك از پرچمهايش شكستخورده بر نخواهد گشت. همچنين امام صادق، عليهالسلام، در پاسخ ابو خديجه كه از ايشان درمورد حضرت قائم سؤال كرده بود، فرمودند: كلنا قائم بامر الله واحد بعد احد حتى يجىء صاحب السيف فاذا جاء صاحب السيف جاء بامر غير الذى كان: همه ما يكى پس از ديگرى قائم به امر خدا هستيم تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد; پس آنگاه كه صاحب شمشير آمد برنامه و دستورى غير از آنچه بوده به اجرا درمىآورد. گويا مراد حضرت از اين عبارت آن باشد كه پدرانش مامور به تقيه و مدارا بودند و او مامور به جهاد و براندازى ظلم و زور. دهها حديث ديگر از اين قبيل وجود دارد كه همگى بيانگر قيام حضرت مهدى و رويارويى او با دشمنانش به وسيله شمشير و سلاح جنگى پيامبر اكرم و امير مؤمنان است. شكى نيست كه حضرتش هيچگونه استفادهاى از وسائل و نيروهاى تاخت و تاز فعلى دنيا نخواهد كرد. با توجه به قيام عدل مآبانه اسلامى و انسانى آن بزرگوار به منظور برچيدن بساط ظلم و ستم و برقرارى عدل و داد از يك سو و ظالمانه بودن استفاده از هر نوع سلاحهاى جنگى فعلى از سوى ديگر معقول و قابل قبول نيست كه حضرتش از سلاحهاى جنگى - غير شمشير و نيزه - اين چنينى استفاده نمايد و قطره خونى را بنا حق بريزد يا ظالمانه بهجان و مال مردم آسيب رساند. آرى به شرحى كه برخوردهاى جنگى پيامبر و امير مؤمنان و درگيريهاى آن دو بزرگوار را با كفار و مشركين و يهود و نصارى و منافقين - در رابطه با نشر و گسترش اسلام - در مصادر تاريخى و حديثسنى و شيعه ملاحظه مىكنيم، حضرت مهدى موعود، روحىلهالفداء، هم عينا براى ادامه خط و رسم آن دو بزرگوار بدون هيچگونه اقدام ظالمانهاى به گسترش اسلام و برقرارى عدل و داد جهانى مىپردازد و حديث: يملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا.و ديگر احاديث و پيشگوييهاى پيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، و پيامبران پيشين و ائمه اطهار، عليهمالسلام، را تحقق مىبخشد. اكنون اين سؤال مطرح است كه: چگونه حضرت مهدى با شمشير و نيزه در مقابل آن همه سلاحهاى جنگى و هواپيماهاى بمبافكن و موشكانداز و نيروهاى آتشزا و مخرب و وسائل نقليه زمينى، هوايى، و دريايى مىتواند استقامت كند و جمعيتها و گروههاى منحرف و بيراههرو و ضد اسلام را به اسلام و قرآن گرايش دهد و در صورت تمرد و تخلف آنها از پذيرش اسلام به كار آنها خاتمه دهد؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت كه: اگر بخواهيم از بعد معجزه و استفاده از نيروى معنوى و يارى الهى وارد شويم، مىتوانيم بگوييم: همانطورى كه به شرح مندرج در آيات قرآنى، خداوند با يك قطعه چوب (عصا) حضرت موسى و هارون را بدون همكارى بنىاسرائيل و يارى آنها بر فرعون و دارودسته و نيروى يك ميليون و ششصد هزار نفرى او مسلط و پيروز كرد. چنانكه مىدانيد بعد از آنكه فرعون هشتاد نفر از نيروهاى ساحر و جادوگر خود را احضار كرد و آنها در مقابل حضرت موسى با گستردن طناب و چوب و ديگر چيزها صحنه جست و خيزى در شكل مارها و ديگر حيوانات وحشتزا را به نمايش درآوردند; حضرت موسى به امر الهى عصاى خود را بر زمين زد و فورا عصا به شكل اژدهاى عظيمى به حركت درآمد و تمام وسائل و مايههاى جادويى جادوگران را بلعيد، آن چنانكه آنها به شگفت آمده و وحشتزده شدند و همه در مقابل حضرت موسى تسليم شدند و به سجده افتادند و گفتند ما به خداى موسى و هارون ايمان آورديم و معتقد به خداى راستين حضرت موسى شدند و در پاسخ فرعون كه آنها تهديد به قطع دست و پا و به دارآويختن نموده بود، گفتند: مهم (5) نيست هر كارى مىخواهى بكن، ما گناهانى كردهايم كه مىخواهيم با ايمان به خدا و تسليم در مقابل پيغمبرش ما را ببخشد و بيامرزد. و نيز حضرت موسى به امر الهى عصا را بر آب رود نيل زد و آبهاى آن مثل كوه روى هم انباشته شد و دوازده جاده خشك به وجود آمد، پس حضرت موسى با دوازده فرقه بنىاسرائيل وارد جادههاى خشك شدند و فرعون هم به همراه لشكرش در تعقيب موسى وارد جادههاى خشك رود نيل شد و بالاخره پس از آنكه آخرين نفر از بنىاسرائيل از دريا خارج شد و پا بيرون نهاد آخرين نفر از نيروها و دنبالهروان فرعون وارد دريا شد، آنگاه خداوند با موجى لحظهاى دريا را پر از آب و فرعون - همان خداى دروغين را - با انبوه زر و زيورهاى وزنهدار آويخته بهخود و سلاحهاى سنگين و همراهانش همه را غرق كرد و جثه فرعون را مثل پر كاه روى آب قرار داد كه كافر و مؤمن همه به حيرت درآمدند. در حالى كه موسى و هارون و تعداد ششصد هزار نفر بنىاسرائيل همه نجات يافتند و بنىاسرائيل وارث و مالك تشكيلات فرعون و سرزمين مصر شدند. بهفرموده امام رضا، عليهالسلام، حضرت مهدى، عليهالسلام، عصاى موسى و انگشتر سليمان را در دست دارد; و طبعا همانند موسى از عصا و همانند سليمان از انگشتر استفاده معجزهآسا خواهد كرد 1.عدالت اجتماعى امام صادق عليه السلام : ويكتور هوگو: گسترش عدالت در سراسر جهان و ريشه كنى بيداد از همه آبادىهاى زمين، از نخستين برنامههاى انقلاب امام مهدى عليه السلام مىباشد و از هدفهاى اصلى آن امام بزرگ و نجاتبخش است. اين موضوع در بشارتها و احاديثى كه درباره آن حضرت رسيده است خيلى روشن ياد شده است. در سخنان پيامبر بزرگوار اسلام و امامان معصوم كه درباره قيام امام دوازدهم آمده، دعوت به توحيد و مبارزه با شرك و كفر به اندازه ايجاد عدالت و اجراى آن، مورد تأكيد قرار نگرفته است. علت اين موضوع شايد اين باشد كه با آموزشهاى پيامبران گذشته و بويژه پيامبر ما و دين اسلام، همچنين رشد علم و آگاهى بشر، انسانها به خداى يكتا ايمان مىآورند و انديشه خدانشناسى شكست مىخورد، و نوع جامعههاى انسانى داراى عقيده مذهبى و خدايى مىگردند؛ ليكن با اين وصف در آتش ظلم، حقكشى و كينه توزى و روابط غير انسانى مىسوزند، و با زندگى بى عدالت كه در حقيقت شكنجه و مرگ تدريجى است، دست به گريبانند. از اين رو، نياز عمده جامعه بشرى برقرارى عدالت و دادگرى است و حاكميت روابط انسانى بر جامعه. انسانها تشنه عدالتند و خواهان آيين و دينى كه اين تشنگى را فرو بنشاند و آتش بيدادگرى را خاموش كند. و عدالت واقعى را بوجود آورد. كه همه مردم؛ بزرگ و كوچك و ضعيف و قوى آن را آشكار ببينند. بررسي اعتقاد به مصلح در کتاب زبور حضرت داوود قران کريم تعبيري را در سوره انبياء آيه 105 اززبورنقل مي کند که در زبور فعلي عيناً موجود است.قرآن کريم مي فرمايد:علاوه بر ذکر(تورات)درزبور نيز نوشتيم که بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد. بررسي اعتقاد به ظهور مصلح در آخرالزمان در آيين زرتشت دجال و کتاب مقدس در تمام اديان ابراهيمي موضوع ظهور دجال در آخرالزمان مطرح شده است. امّا اينكه دجال كيست، چه ويژگيهايي دارد، چگونه ظهور ميكند و... موضوعاتي است كه كمتر در مورد آنها اتفاق نظر وجود دارد. آنچه در پي خواهد آمد ترجمه مطلبي است كه در ذيل مدخل دجال ( antichrist ) در دايرة المعارف كاتوليك (Catholic Encyclopedia ) آمده است . اين مقاله اطلاعات جامعي را در زمينه نگاه كتاب مقدس به موضوع دجال به دست ميدهد. با سپاس از مترجم محترم و حجة الاسلام و المسلمين حسين توفيقي كه زحمت مقابله و تصحيح اين ترجمه را پذيرا شدند، توجه شما را به اين مقاله جلب ميكنيم. واژه دجّال antichristتنها در رسائل يوحنا وارد شده؛ امّا ادعا شده است كه در مكاشفه يوحنا، رسائل پولس و با صراحت كمتري در اناجيل و كتاب دانيال نيز مترادفهاي اين واژه به كار رفته است . يوحناي قديس در رسائلش فرض را بر اين قرار داده كه مسيحيان اوليه با آموزه مربوط به آمدن دجّال آشنا هستند: ظهور موعود الهى و منجى بشر متضمن دو عنصر اساسى و به هم پيوسته است: زمان دوران اين تحول در رويداد جهانى (آخرالزمان) و وجود شخص منجى و متكفل اين امر عظيم (امام مهدى، عليهالسلام). آخرالزمان اصطلاحى است در فرهنگ اديان بزرگ دنيا، به معناى آخرين دوران حيات بشر و قبل از برپايى قيامت. در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله، تا وقوع قيامت را شامل مىشود و هم دوران غيبت و ظهور مهدى موعود، عليهالسلام، را. در دوران معاصر، عدهاى از مفسران و متفكران مسلمان از قبيل: مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيدرضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم (اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزى حق بر باطل را بهرغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كردهاند و آيات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مىدانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان، چنين آيندهاى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به حوادث واقعه بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى و كوشش در خور اين انتظار مقدس باشند. در چارچوب اين برداشت، آخرالزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد. در حاليكه در كتب علماى متقدم همچون كمالالدين شيخ صدوق و كتابالغيبه شيخ طوسى، رحمةاللهعليه، چنين تفسيرى از تاريخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مىگردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمىشود. در نظر متاخران بينا بودن در مورد نشانههاى زمان و ارزيابى رخدادها، در پرتو پيشگوييهاى آخرالزمانى كه در جامعه جريان دارد، ضرورى است . كما اينكه بسيارى از انديشمندان بر اين باورند كه جامعه انسانى اينك در آخرين مرحله غفلت از ذات و در اوج تحمل جوهر مادى و كميت منطوى در كثرت قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پيشتر مىرود; درك جمعى او از خير و عدل مطلق مفهوم تر و شفافتر مىگردد. شناخت آخرالزمان يا فرجام شناسى (Eschatologie)در اديان يهود، مسيحيت و زرتشتى نيز حائز اهميت است. با عنايتبه آنچه بيان شد، آخرالزمان پايان همه چيز نيست، بلكه ترميم جهان است. گويى جهان ناگهان تعادل خود را باز مىيابد و به حالت اوليه باز مىگردد. همه آشفتگيهاى ممكن اوجش در آخرالزمان است فقط در صورتى آشفتگى مطلق است كه فى نفسه و با ديدى افتراقى ملاحظه شود.
شيوع ظلم و جور و فسق و گناه و بى دينى در سراسر جهان و در جوامع اسلامى: در بسيارى از روايات كه پيشوايان قيام مبارك امام زمان (عليه السلام) را نويئد دادهاند به اين كه قيام آن گرامى در وقتى است كه ظلم و جور جهان را فرا گرفته باشد نيز تصريح فرمودهاند و در پارهاى از روايات هم ياد آورى كردهاند كه پيش از ظهور امام قائم عليه السلام و بويژه نزديك به ظهور او حتى در جوامع اسلامى فسق و فجور و انواع گناهان و زشتيها رواج كامل خواهد يافت و از آن جمله به اين فجايع اشاره فرمودهاند: شراب خورى و خريد و فروش مسكرات آشكارا انجام مىشد ربا خوارى رواج مىيابد زنا و اعمال شنيع ديگر متداول و شايع و آشكار مىگردد قساوت تقلب نفاق رشوه خوارى ريا كارى بدعت غيبت و سخنچينى بسيار استبىعفتى و بىحيايى و ظلم و ستم عمومى خواهد بود و زنان بىحجاب و با لباسهاى زننده در اجتماع آشكار مىشوند مردان به زنان و زنان به مردان در لباس و آرايش شبيه مىشوند امر به معروف و نهى ازمنكر ترك مىگردد و مؤمنان خوار و بىمقدار و محزون بوده و توانايى جلوگيرى از گناهان و زشتيها را نخواهند داشت كفر و الحاد و بى دينى رواج يافته ن به اسلام و قرآن عمل نمىشود فرزندان نسبتبه پدران و مادران آزار و بىحرمتى روا داشته و كوچكتر احترام بزرگتر را رعايت نمىكند و بزرگتر به كوچكتر ترحم نمىنمايد و صله رحم مراعات نمىشود خمس و زكات پرداخت نمىشود و يا به مصرف صحيح خود نمى سرد بيگانگان و كافران و اهل باطل بر مسلمان چيره مىشوند و مسلمانان با خود باختگى در همه امور و در لباس و گفتار و كردار از آنان تقليد و پيروى مىكنند و حدود الهى تعلطيل مىشود و ... و بسيارى فجايع ديگر كه با عبارات گوناگون در روايات پيشوايان ما ذكر شده است و همه مردم اوج اين فجايع را در قرن اخير و بويژه در رژيم طاغوت شاهد بودهاند و انقلاب اسلامى ملت مسلمان ايران كه اميد است مقدمه قيام مبارك امام زمان عليه السلام باشد در واقع قيام عليه همين فجايع بود و براى نجات ملت از فسق و گناه و بى دينى كه به دستبى دينان سرسپرده داخلى و به پشتيبانى استعمار خارجى همهگير و روز افزون شده بود و اثرات شوم آن در همه شئون مسلمانان ديديده مىشد صورت گرفت و سپاس خداى را كه به بسيارى از اين نارواها در كشور اسلامى ايران پايان داده شد اما همه مىدانيم كه در جهان و در ساير كشورهاى اسلامى اين جنايات و زشتيها هنوز ادامه دارد. (ادامه دارد) شرکت در نظر سنجی BBC که برای ایرانیان بسته بود:: اینجا معرفي حضرت مهدي (عج) در غدیرآگاه باشيد البتّه! آخرين امام زمان قائمِ "مهدي" است.آگاه باشيد او ياري کننده دين خداست. آگاه باشيد او انتقام گيرنده از ستمکاران است. آگاه باشيد او گشاينده دژهاي استوار و ويرانگر قلعههاي مستحکم است. آگاه باشيد او نابود کننده طوايف مشرک است. آگاه باشيد او منتقم خونهاي ناحق ريخته اولياء خداست. آگاه باشيد او حامي دين خداست. آگاه باشيد او جرعهنوش درياي ژرف حقايق و معاني است. آگاه باشيد او معرِّف هر صاحب فضيلتي است به برترينش و هر نادان بي فضيلتي است به نادانيش. آگاه باشيد او برگزيده خدا و منتخب پروردگار عالم است. آگاه باشيد او وارث همه دانشها و محيط به همه علوم است. آگاه باشيد او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ايمان است. آگاه باشيد او رشيد و رهسپارصراط مستقيم و استوار است. آگاه باشيد او آن کسي است که امور خلايق به او واگذار شده است. آگاه باشيد او آن کسي است که گذشتگان به ظهور وي بشارت دادهاند. آگاه باشيد او حجّت پايدار خداوند است که حجّت ديگري بعد از او نيست؛ زيرا حقّي نيست، که با او نباشد و نوري نيست که همراه او نباشد. آگاه باشيد اوست آنکه کسي بر او پيروز نميشود و کسي را در برابر او نصرت نتوان کرد.آگاه باشيد که او ولّي خداست در گستره زمين و فرمانرواي حق است در ميان خلايق و امين خداست در پيدا و پنهان..... درپایان...اي مردم! آنچه لازم بود به شما فهماندم و برايتان توضيح دادم و اين علي(عليه السلام) است که پس از من، تعليم و تفهيم شما را به عهده خواهد گرفت. آگاه باشيد از شما ميخواهم که پس از پايان خطابه (به نشان قبول و تمکين) نخست با من و سپس با علي(عليه السلام)، دست بيعت دهيد و ميثاق خود را استوار کنيد. بدانيد که من به خداوند تعهّد سپردهام و علي(عليه السلام) در برابر من تعهّد و بيعت نموده است و من، اکنون، از سوي حق تعالي از شما ميخواهم که با علي(عليه السلام) بيعت کنيد و بدانيد که هر کس بيعت خود را بشکند، به زيان خويش اقدام کرده است امام صادق عليهالسلام فرمودند: منبع : مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810. |
درباره وبلاگ
![]() هر گونه کپی برداری از وبلاگ فقط با ذکر صلوات مجاز میباشد ......................... دریافت سفارشات قالب های مذهبی وارائه رایگان فعلا مسدود میباشد ........................ ادرس دیگر: irip.blogfa.com ........................ منوی اصلی
مراجع و بزرگان
پیوندهای روزانه
سوالاتی که مرا شیعه کرد بنت الرسول خانه دل :: جایی برای با هم بودن:: اخلاق الهی استاذنا بهونه شب نوشته های یک مسلمان یادداشتی از یک مزدور فان حزب الله هم الغالبون لحظه دیدار چقدر نزدیک است اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من حقیقت القائم.عجل الله تعالی فرجه هیئت پیروان ولایت یک وبلاگ سیاسی تحلیلی حقیقت ضداسراییل نایبالزیاره سید کوی عاشقان دانلود فیلم هاي سفرهاي استاني احمدی نژاد دکتر رحیم پور گناهان کبیره درانتظاریار هر كه دارد هوس كربلا بسم الله انتظار ظهور رهنمون پزشکی حضرت ولی عصر(عج) مبارز خاتم النبیین(ص) یامهدی(عج) یاسین مدیا دانلود مداحی بی نشان السلام علينا و علي عبادالله الصالحين پایگاه مقاومت شهید نواب صفوی سمنان نسيم وصل حزب الله شهر کرد (جدید) اشک مهدی شوق دیدار روضه اب حزب الله مقاومت کن سرای منتظران امت اسلامی عاشق ولایتیم یا خیر حبیب و محبوب شهدا••• اللهم عجل لولیک الفرج2 اللهم عجل لولیک الفرج آرشیو پیوندهای روزانه آرشیو
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 آرشیو موضوعی
آخرین نوشته ها
|
