تبليغاتX
ید الله معنا
 
     
ید الله معنا  
   
 
 
مهدویت در اسلام(8)

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  88/06/24  ساعت 19:33

استاد شهيد مرتضى مطهرى

مساله مهدويت ‏در اسلام - و بالاخص در تشيع - يك فلسفه بزرگ است، اعتقاد به ظهور منجى‏است، نه در شعاع زندگى يك قوم و يك ملت و يا يك منطقه و يا يك نژاد بلكه‏در شعاع زندگى بشريت.مربوط به اين نيست كه يك منجى بيايد و مثلا شيعه را يا ايران را يا آسيا را يا مسلمانان جهان‏را نجات دهد، مربوط به اين است كه يك منجى و مصلح ظهور كند و تمام اوضاع زندگى‏بشر را در عالم دگرگون كند و در جهت صلاح و سعادت بشر تغيير بدهد.ممكن است افرادى‏خيال كنند كه دليلى ندارد در عصر علم و دانش، در عصرى كه بشرزمين را در زير پاى خود كوچك مى‏بيند و آهنگ تسخير آسمانها را دارد، تصور كنيم‏كه خطرى بشريت را تهديد مى‏كند و بشريت نيازى به چنين مدد غيبى دارد.بشريت روز به روز مستقل‏تر و بالغ‏تر و كامل‏تر مى‏شودو طبعا نيازمندى‏اش به كمكها و مددهاى غيبى(به فرض قبول آنها) كمتر مى‏گردد.عقل و علم تدريجا اين خلاها و نيازهارا پر مى‏كند و از ميان مى‏برد.خطر، آن زمان بشريت را تهديد مى‏كرد كه جهالت و نادانى حكمفرما بود و افراد بشر به موجب‏جهالت و نادانى موجبات نيستى خود را فراهم مى‏كردند، تعادل و توازن را در زندگى به هم مى‏زدند،اما پس از روشن شدن فضاى جهان به نور علم و دانش ديگر خطرى نيست.متاسفانه‏اين خيال، خيال باطلى است.خطراتى كه به اصطلاح در عصر علم و دانش‏براى بشريت است از خطرات عصرهاى پيشين كمتر نيست، بيشتر است و عظيم‏تر است.اشتباه است اگر خيال كنيم منشا انحرافات‏بشر هميشه نادانى بوده است.علماى اخلاق و تربيت همواره اين مساله‏را طرح كرده و مى‏كنند كه آيا تنها منشا انحرافات بشر نادانى است.جاه ‏طلبى، برترى طلبى، لذت طلبى و بالاخره نفس پرستى و نفع پرستى است؟بدون‏شك نظريه دوم صحيح است.

      السلام علی ربیع الانام

اكنون ببينيم‏در عصر ما كه به اصطلاح عصر علم و دانش است، غرايز بشر، شهوت‏و غضب بشر، حس جاه‏طلبى و برترى طلبى بشر، حس افزون طلبى بشر، حس‏استخدام و استثمار بشر، نفس پرستى و نفع پرستى بشر و بالاخره ستمگرى بشر در چه حالى است؟آيا در پرتو علم همه اينها ساكن‏و آرام شده و روح عدالت و تقوا و رضا به حق خود و حد خود و عفاف و راستى و درستى جايگزين آن شده است، يا كار كاملابر عكس است، غرايز بشر بسى ديوانه‏تر از سابق گشته است و علم و فن، ابزار و آلت كارى‏اى شده در دست اين غرايز، فرشته‏علم در خدمت ديو شهوت قرار گرفته، دانشمندان و عساكر علم خادمان سياستمداران و عساكر جاه طلبى و مدعيان‏انا ربكم‏الاعلى (1) گشته‏اند؟! گمان نمى‏كنم بتوان كوچكترين ترديدى در اين مطلب روا داشت كه پيشرفتهاى علمى كوچك‏ترين‏تاثيرى روى غرايز بشر نكرده است، برعكس بشر را مغرورتر و غرايز حيوانى او را افروخته‏تر كرده است و به همين جهت‏خودعلم و فن، امروز به صورت بزرگترين دشمن بشر در آمده است، يعنى همين‏چيزى كه بزرگترين دوست بشر است بزرگ‏ترين دشمن بشر شده است.چرا؟ علم چراغ است، روشنايى است.استفاده از آن‏بستگى دارد كه بشر اين چراغ را در چه مواردى و براى چه هدفى به كار ببرد، به قول سنايى براى مطالعه يك كتاب از آن‏استفاده كند و يا براى دزديدن يك كالا در شب تاريك و چو دزدى با چراغ آيد گزيده‏تر برد كالا .بشر علم را همچون ابزارى براى هدفهاى‏خويش استفاده مى‏كند، اما هدف بشر چيست و چه بايد باشد؟علم ديگر قادر نيست هدفهاى بشر را عوض كند، ارزشها را در نظرش‏تغيير دهد، مقياسهاى او را انسانى و عمومى بكند.آن ديگر كار دين است، كار قوه‏اى است كه كارش تسلط بر غرايز و تمايلات‏حيوانى و تحريك غرايز عالى و انسانى اوست.علم همه چيز را تحت تسلط خويش قرار مى‏دهد مگر انسان و غرايز اورا.انسان علم را در اختيار مى‏گيرد و در هر جهت كه بخواهد آن را به كارمى‏برد، اما دين انسان را در اختيار مى‏گيرد، جهت انسان راو مقصد انسان را عوض مى‏كند.

..............................................................
 1.نازعات/24.

 

 لینک ثابت ....        

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  Copyright 2009 - professionals.blogfa.com & Repaired by: m-amin