به موجب احاديث وارده از ناحيه پيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، و ائمه معصومين، عليهمالسلام، مندرج در مصادر حديثى و كتب اختصاصى پيرامون حضرت بقيةالله مهدى منتظر، عجلاللهتعالىفرجه، يكى از ويژگيهاى قيام جهانى آن حضرت رويارويى و جنگ با كفار و مشركين و مفسدين فى الارض استبا سلاحهاى جنگى عصر پيغمبر (از جمله ذوالفقار يعنى شمشير پيغمبر) و ديگر وسائل از اين قبيل كه جهت آگاهى تفصيلى خوانندگان محترم را به مصادر مربوطه ارجاع مىدهيم
امام باقر، عليهالسلام، در اين زمينه مىفرمايد: ... و اما شبهه من جده المصطفى، صلىاللهعليهوآله، فخروجه بالسيف و قتله اعداء رسوله، صلىالله عليهوآله، و الجبارين و الطواغيت و انه ينصر بالسيف و الرعب و انه لا ترد له راية :مهدى از اين جهتبا جدش محمد مصطفى، صلىاللهعليهوآله، شباهت دارد كه با شمشير قيام مىكند و دشمنان خدا و رسولش و زورگويان و طاغوتيان را به قتل مىرساند و با شمشير و ايجاد رعب و وحشت نصرت مىيابد و يارى مىشود و هيچ يك از پرچمهايش شكستخورده بر نخواهد گشت.
همچنين امام صادق، عليهالسلام، در پاسخ ابو خديجه كه از ايشان درمورد حضرت قائم سؤال كرده بود، فرمودند: كلنا قائم بامر الله واحد بعد احد حتى يجىء صاحب السيف فاذا جاء صاحب السيف جاء بامر غير الذى كان: همه ما يكى پس از ديگرى قائم به امر خدا هستيم تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد; پس آنگاه كه صاحب شمشير آمد برنامه و دستورى غير از آنچه بوده به اجرا درمىآورد.
گويا مراد حضرت از اين عبارت آن باشد كه پدرانش مامور به تقيه و مدارا بودند و او مامور به جهاد و براندازى ظلم و زور. دهها حديث ديگر از اين قبيل وجود دارد كه همگى بيانگر قيام حضرت مهدى و رويارويى او با دشمنانش به وسيله شمشير و سلاح جنگى پيامبر اكرم و امير مؤمنان است. شكى نيست كه حضرتش هيچگونه استفادهاى از وسائل و نيروهاى تاخت و تاز فعلى دنيا نخواهد كرد. با توجه به قيام عدل مآبانه اسلامى و انسانى آن بزرگوار به منظور برچيدن بساط ظلم و ستم و برقرارى عدل و داد از يك سو و ظالمانه بودن استفاده از هر نوع سلاحهاى جنگى فعلى از سوى ديگر معقول و قابل قبول نيست كه حضرتش از سلاحهاى جنگى - غير شمشير و نيزه - اين چنينى استفاده نمايد و قطره خونى را بنا حق بريزد يا ظالمانه بهجان و مال مردم آسيب رساند. آرى به شرحى كه برخوردهاى جنگى پيامبر و امير مؤمنان و درگيريهاى آن دو بزرگوار را با كفار و مشركين و يهود و نصارى و منافقين - در رابطه با نشر و گسترش اسلام - در مصادر تاريخى و حديثسنى و شيعه ملاحظه مىكنيم، حضرت مهدى موعود، روحىلهالفداء، هم عينا براى ادامه خط و رسم آن دو بزرگوار بدون هيچگونه اقدام ظالمانهاى به گسترش اسلام و برقرارى عدل و داد جهانى مىپردازد و حديث: يملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا.و ديگر احاديث و پيشگوييهاى پيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، و پيامبران پيشين و ائمه اطهار، عليهمالسلام، را تحقق مىبخشد.
اكنون اين سؤال مطرح است كه: چگونه حضرت مهدى با شمشير و نيزه در مقابل آن همه سلاحهاى جنگى و هواپيماهاى بمبافكن و موشكانداز و نيروهاى آتشزا و مخرب و وسائل نقليه زمينى، هوايى، و دريايى مىتواند استقامت كند و جمعيتها و گروههاى منحرف و بيراههرو و ضد اسلام را به اسلام و قرآن گرايش دهد و در صورت تمرد و تخلف آنها از پذيرش اسلام به كار آنها خاتمه دهد؟ در پاسخ اين سؤال بايد گفت كه: اگر بخواهيم از بعد معجزه و استفاده از نيروى معنوى و يارى الهى وارد شويم، مىتوانيم بگوييم: همانطورى كه به شرح مندرج در آيات قرآنى، خداوند با يك قطعه چوب (عصا) حضرت موسى و هارون را بدون همكارى بنىاسرائيل و يارى آنها بر فرعون و دارودسته و نيروى يك ميليون و ششصد هزار نفرى او مسلط و پيروز كرد. چنانكه مىدانيد بعد از آنكه فرعون هشتاد نفر از نيروهاى ساحر و جادوگر خود را احضار كرد و آنها در مقابل حضرت موسى با گستردن طناب و چوب و ديگر چيزها صحنه جست و خيزى در شكل مارها و ديگر حيوانات وحشتزا را به نمايش درآوردند; حضرت موسى به امر الهى عصاى خود را بر زمين زد و فورا عصا به شكل اژدهاى عظيمى به حركت درآمد و تمام وسائل و مايههاى جادويى جادوگران را بلعيد، آن چنانكه آنها به شگفت آمده و وحشتزده شدند و همه در مقابل حضرت موسى تسليم شدند و به سجده افتادند و گفتند ما به خداى موسى و هارون ايمان آورديم و معتقد به خداى راستين حضرت موسى شدند و در پاسخ فرعون كه آنها تهديد به قطع دست و پا و به دارآويختن نموده بود، گفتند: مهم (5) نيست هر كارى مىخواهى بكن، ما گناهانى كردهايم كه مىخواهيم با ايمان به خدا و تسليم در مقابل پيغمبرش ما را ببخشد و بيامرزد. و نيز حضرت موسى به امر الهى عصا را بر آب رود نيل زد و آبهاى آن مثل كوه روى هم انباشته شد و دوازده جاده خشك به وجود آمد، پس حضرت موسى با دوازده فرقه بنىاسرائيل وارد جادههاى خشك شدند و فرعون هم به همراه لشكرش در تعقيب موسى وارد جادههاى خشك رود نيل شد و بالاخره پس از آنكه آخرين نفر از بنىاسرائيل از دريا خارج شد و پا بيرون نهاد آخرين نفر از نيروها و دنبالهروان فرعون وارد دريا شد، آنگاه خداوند با موجى لحظهاى دريا را پر از آب و فرعون - همان خداى دروغين را - با انبوه زر و زيورهاى وزنهدار آويخته بهخود و سلاحهاى سنگين و همراهانش همه را غرق كرد و جثه فرعون را مثل پر كاه روى آب قرار داد كه كافر و مؤمن همه به حيرت درآمدند. در حالى كه موسى و هارون و تعداد ششصد هزار نفر بنىاسرائيل همه نجات يافتند و بنىاسرائيل وارث و مالك تشكيلات فرعون و سرزمين مصر شدند. بهفرموده امام رضا، عليهالسلام، حضرت مهدى، عليهالسلام، عصاى موسى و انگشتر سليمان را در دست دارد; و طبعا همانند موسى از عصا و همانند سليمان از انگشتر استفاده معجزهآسا خواهد كرد

|