تبليغاتX
ید الله معنا
 
     
ید الله معنا  
   
 
 
مصلح در کتب دیگر(4)

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  88/02/09  ساعت 12:42

بررسي اعتقاد به مصلح در کتاب زبور حضرت داوود

قران کريم تعبيري را در سوره انبياء آيه 105 اززبورنقل مي کند که در زبور فعلي عيناً موجود است.قرآن کريم مي فرمايد:علاوه بر ذکر(تورات)درزبور نيز نوشتيم که بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد.
و اينک گوشه هايي از متن زبور:
در مزمور27 آمده است"اي خدا، احکام خود را به ملک زاده عطا فرما تا آنکه قوم تورا به عدالت و فقراي تورا به انصاف حکم نمايد.به قوم کوهها سلامت و کويرها عدالت برساند.فقيران تورا حکم نمايد و ظالم را بشکند...در روزهايش صديقان شکوفه خواهند نمود...بلکه تمامي ملوک به او کرنش خواهند نمود و تمامي امم او را بندگي خواهند کرد زيراکه قفير را وقتي فرياد مي کند و مسکيني که نصرت کننده ندارد .خلاصي خواهد داد."

بررسي اعتقاد به ظهور مصلح در آخرالزمان در آيين زرتشت
زرتشت جزء پيامبران الهي داراي کتاب مي باشد و دين او دين غالب ايرانيان تا قبل ازظهور اسلام بوده است.در اين مذهب مسئله آخرالزمان .مطرح شده و چنين توصيف شده:وقتي "سوشيانت"يا موعود ظهور کند، آخرالزمان آغاز مي شود
موعود همان سوشيانس که در فارسي سوشيانت و گاه به صورت جمع "سوشيانسها"آمده است.نجات بخشي که اهورامزدا به مردمان نيک وعده داده است، وظيفه اش پاييدن و نگهباني جهان راستي است، جهاني که اندکي پيبش از رستاخيز آراسته خواهد شد و درآن راستگو بر دروغگو چيره خواهد شد، جهاني که در آن حق غالب است و باطل و دروغ مغلوب.از اين جهت سوشيانس ناميده خواهد شد زيراکه سراسر .جهان مادي را سود خواهد بخشيد
سوشيانس به معني سودمند است و در گاتها به معناي رهاننده يا نجات دهنده ذکر شده است.در اوستا موعود آخرالزمان "استوت ارت"هم
.ناميده شده است
،در دين زرتشت موعودها سه تن بوده اند که مهمترين آنان آخرين ايشان است و او "سوشيانت پيروزگر"خوانده شده است و اين سوشيانت همان موعود است ،چنانکه گفته اند:"سوشيانت مَزديَنشان ،به منزله کَريشناي بَرَهمان ،بوداي پنجم بودائيان ،فارقليط عيسويان و مهدي مسلمانان ."است. در هر روزگاري و در ميان هر قومي و امتي و در هر سرزميني و به زبان هر پيامبري يا حکيم يا بزرگي ،که سخن از "موعود"رفته است .به تعبيرها و اصطلاحها و نامهاي متعارف در ميان همان قوم و مردم بوده است و منظور از همه ان تعبيرها و اشارتها و نامها ،سرانجام موعودآخرالزمان است و آن موعود مهدي است،مهدي موعود
در کتابهاي زرتشتيان در اين زمينه مطالب بسياري آمده است.از جمله در:
کتاب اوستا-کتاب زند -کتاب جاماسب نامه-کتاب داتستان دينيک -کتاب زرتشت نامه
نويدهاي مربوط به موعود آخرالزمان در متن اوستا موجود است و در ميان منابع زرتشتي در کتاب هفتم اينکرد بيش از همه از ظهور سوشيانت بحث شده است :
"چاره و درمان جميع دردهاورنجها با اوست،رنج وبيماري وظلم وبي ديني وفساد را ريشه کن سازد.مردمان ناپاک را نابود سازدوهمه آنها رابراندازد."
درکتاب جاماسب نامه درصفحه 121 آمده است:
"گشتاسب پادشاه وقت مي پرسد وقتي "سوشيانس"ظهور کرد چگونه فرمانروايي و دادستاني ميکند و چگونه اداره خواهد شد و چه آييني دارد؟جاماسب در پاسخ ميگويد"سوشيانت(نجات دهنده بزرگ)دين را به جهان رواج دهد مردم جهان را همفکر و همگفتارو هم کردار سازد ".
و باز در همين کتاب شاگرد زرتشت مي گويد:
"مردي بيرون آيد اززمين تازيان از فرزندان هاشم، مردي بزرگ سروبزرگ تن و بزرگ ساق، و به دين جد خويش بود و زمين را پر داد کند.و باز در کتاب جاماسب نامه جاماسب از قول استادش زرتشت خبر مي دهد :پيش از ظهور سوشيانس پيمان شکني و دروغ و بي ديني در جهان رواج مي يابد و
مردم از خدا دوري جسته، ظلم و فساد و فورمايگي آشکار مي گردد.همين ها نيز اوضاع جهان را دگرگون ساخته زمينه را براي ظهور نجات دهنده مساعد مي گرداند.وقايعي که مصادف با ظهور مي شود عبارتست از علامات شگفت انگيزي که در آسمان پديد مي آيد و دال برآمدن شهر ايزد ميباشد و فرشتگان از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مي شود و به همه دنيا پيام مي فرستد اما اشخاص شرور او را انکار مي کنند و کاذب ميشمارند .و نگهبانان پيروزگر آسمانها و زمينها در برابر او سر فرود مي آورند در کتاب زند در اين باره آمده است:"لشگراهريمنان با ايزديان دائم در روي خاکدان محاربه و کشمکش دارند و غالباً پيروزي با اهريمنان باشد....آنگاه پيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي شود و اهريمنان را منقرض مي سازند و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در .آسمان راه ندارند و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان ،عالم کيهان،به سعادت اصلي خود رسيده، بني آدم برتخت نيکبختي خواهند نشست."

                یا مهدی

 لینک ثابت ....        

پنجره...

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  88/02/02  ساعت 10:37

در بیمارستانی دو بیمار در یک اتاق بستری بودند.یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.انها ساعتها با هم صحبت می کردند از همسر خانواده سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف میزدند و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد. پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت مرغابی ها و قوها در دریاچه شنا میکردند. درختان کهن به منظره بیرون زیبایی خاصی بخشیده بودند. همان طور که مرد کنار پنجره این جزییات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را میبست و این مناظر را در ذهنش مجسم می کرد. روزها و هفته ها گذشت تا اینکه روزی مرد کنار پنجره از دنیا رفت و مستخدمین بیمارستان جسدش را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را کنار پنجره ببرند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد. مرد با ارامی و با درد خودرا به طرف پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون ار پنجره بیندازد. بالاخره توانست ان منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند ولی در کمال تعجب با یک دیوار بلند مواجه شد! مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره برای او توصیف می کرده است. پرستار پاسخ داد: ولی ان مرد کاملا نا بینا بود...!

        سلام بر گل نرگس

 لینک ثابت ....        

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  Copyright 2009 - professionals.blogfa.com & Repaired by: m-amin