تبليغاتX
ید الله معنا
 
     
ید الله معنا  
   
 
 
حالات ظهور(3)

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/12/27  ساعت 12:19

دجال و کتاب مقدس

  در تمام‌ اديان‌ ابراهيمي‌ موضوع‌ ظهور دجال‌ در آخرالزمان‌ مطرح‌ شده‌ است‌. امّا اينكه‌ دجال‌ كيست‌، چه‌ ويژگي‌هايي‌ دارد، چگونه‌ ظهور مي‌كند و... موضوعاتي‌ است‌ كه‌ كمتر در مورد آنها اتفاق‌ نظر وجود دارد. آنچه‌ در پي‌ خواهد آمد ترجمه‌ مطلبي‌ است‌ كه‌ در ذيل‌ مدخل‌ دجال‌ ( antichrist ) در دايرة‌ المعارف‌ كاتوليك‌  (Catholic Encyclopedia ) آمده‌ است‌ . اين‌ مقاله‌ اطلاعات‌ جامعي‌ را در زمينه‌ نگاه‌ كتاب‌ مقدس‌ به‌ موضوع‌ دجال‌ به‌ دست‌ مي‌دهد. با سپاس‌ از مترجم‌ محترم‌ و حجة‌ الاسلام‌ و المسلمين‌ حسين‌ توفيقي‌ كه‌ زحمت‌ مقابله‌ و تصحيح‌ اين‌ ترجمه‌ را پذيرا شدند، توجه‌ شما را به‌ اين‌ مقاله‌ جلب‌ مي‌كنيم‌.
 
پيشوند  anti  (ضد) در تركيب‌ معاني‌ متفاوتي‌ دارد:  antibasileus  به‌ معناي‌ پادشاهي‌ است‌ كه‌ دوران‌ فترتي‌ را پر مي‌كند؛ [ antistrategos  به‌ معناي‌ كنسول‌ فرماندار  ] استان‌ قديم‌ روم‌  است‌؛  antihoupatos  در روم‌ قديم‌ به‌ معناي‌ فرماندار كل‌ بوده‌ است‌؛ در هومر antiheos  شخصي‌ است‌ كه‌ از لحاظ‌ نيرو و زيبايي‌ به‌ خدا مي‌ماند، در حالي‌ كه‌ در آثار ديگر نمايانگر خداي‌ ستيزه‌جو است‌. اگر صرفاً از قياس‌ پيروي‌ كنيم‌، مي‌توانيم‌  antichristos را به‌ شخصي‌ تفسير كنيم‌ كه‌ از لحاظ‌ سيما و نيرو به‌ مسيح‌ شباهت‌ دارد؛ امّا راه‌ مطمئن‌تر اين‌ است‌ كه‌ واژه‌ مذكور را طبق‌ كاربرد آن‌ در كتاب‌ مقدس‌ و  زبان‌   كليسايي‌ تعريف‌ كنيم‌ .

واژه‌ دجّال ‌  antichristتنها در رسائل‌ يوحنا وارد شده‌؛ امّا ادعا شده‌ است‌ كه‌ در مكاشفه‌ يوحنا، رسائل‌ پولس‌ و با صراحت‌ كمتري‌ در اناجيل‌ و كتاب‌ دانيال‌ نيز مترادف‌هاي‌ اين‌ واژه‌ به‌ كار رفته‌ است‌ .

 يوحناي‌ قديس‌ در رسائلش‌ فرض‌ را بر اين‌ قرار داده‌ كه‌ مسيحيان‌ اوليه‌ با آموزه‌ مربوط‌ به‌ آمدن‌ دجّال‌ آشنا هستند:
 شنيده‌ايد كه‌ دجّال‌ مي‌آيد  (رسالة‌ اول‌ يوحنا، 2:18)؛ و اين‌ است‌ روح‌ دجّال‌ كه‌ شنيده‌ايد كه‌ او مي‌آيد (رسالة‌ اول‌ يوحنا، 4:3). اگر چه‌ يوحنا از چندين‌ دجّال‌ سخن‌ مي‌گويد، ولي‌ بين‌ دجّالان‌ بسيار و يك‌ دجّال‌ اصلي‌ فرق‌ مي‌گذارد: دجّال‌ مي‌آيد. الحال‌ هم‌ دجالان‌ بسيار ظاهر شده‌اند (رسالة‌ اول‌ يوحنا، 2:18). وي‌ همچنين‌ سيرت‌ و رفتار دجّال‌ را شرح‌ مي‌دهد: از ما بيرون‌ شدند لكن‌ از ما نبودند (رسالة‌ اول‌ يوحنا، 2:19)؛ دروغگو كيست‌ جز آنكه‌ مسيح‌ بودن‌ عيسي‌ را انكار كند؟ آن‌ دجّال‌ است‌ كه‌ پدر و پسر را انكار مي‌نمايد (رسالة‌ اول‌ يوحنا، 2:22)؛ و هر روحي‌ كه‌ عيسي‌ مسيحِ مجسم‌ شده‌ را انكار كند از خدا نيست‌ و اين‌ است‌ روح‌ دجال‌ (رسالة‌ اول‌ يوحنا، 4:3)؛ زيرا گمراه‌ كنندگان‌ بسيار به‌ دنيا بيرون‌ شدند كه‌ عيسي‌ مسيحِ ظاهر شده‌ در جسم‌ را اقرار نمي‌كنند: آن‌ است‌ گمراه‌ كننده‌ و دجال‌ (رسالة‌ دوم‌ يوحنا، 7). همچنين‌ يوحنا زمان‌ آمدن‌ دجّال‌ را ساعت‌ آخر تعيين‌ مي‌كند (رسالة‌ اول‌ يوحنا، 2:18)؛ علاوه‌ بر اين‌، وي‌ معتقد است‌ كه‌ او الان‌هم‌درجهان‌است‌(رسالة‌اول‌يوحنا،4:3).
 تقريباً همه‌ مفسران‌ دريافته‌اند كه‌ دجّال‌ در مكاشفة‌ يوحنا ذكر شده‌ است‌؛ امّا در مورد باب‌ خاصي‌ كه‌ در آن‌ از وي‌ ياد شده‌، اتفاق‌ نظر ندارند. برخي‌ به‌ وحش‌ در آيه‌ 7 باب‌ 11   ، برخي‌ به‌ اژدهاي‌ بزرگ‌  آتشگون‌ در باب‌ 12، و ديگران‌ نيز به‌ وحشي‌ كه‌ ده‌ شاخ‌ و هفت‌ سر دارد در باب‌ 13 و آيات‌ بعدي‌ اشاره‌ مي‌كنند؛ در حالي‌ كه‌ بسياري‌ از محققان‌، دجّال‌ را بر وحشي‌ كه‌ دو شاخ‌ مثل‌ شاخ‌هاي‌ بره‌ داشت‌ و مانند اژدها سخن‌ مي‌گفت‌ (13: 11 و آيات‌ بعدي‌) يا بر وحش‌ قرمزي‌ كه‌ هفت‌ سر و ده‌ شاخ‌ داشت‌ (باب‌ 17)يا سرانجام‌، بر شيطاني‌ كه‌ از زندان‌ خود خلاصي‌ خواهد يافت‌ و امت‌ها را گمراه‌ خواهد كرد (20: 7 و آيات‌ بعدي‌) منطبق‌ مي‌دانند. شرح‌ مفصل‌ دلايلِ له‌ و عليه‌ هر يك‌ از اين‌ نظريات‌، به‌ بحث‌ كنوني‌ ما ارتباطي‌ ندارد….

       

 لینک ثابت ....        

حالات ظهور(2)

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/12/05  ساعت 18:46

ظهور موعود الهى و منجى بشر متضمن دو عنصر اساسى و به هم پيوسته است: زمان دوران اين تحول در رويداد جهانى (آخرالزمان) و وجود شخص منجى و متكفل اين امر عظيم (امام مهدى، عليه‏السلام). آخرالزمان‏ اصطلاحى است در فرهنگ اديان بزرگ دنيا، به معناى آخرين دوران حيات بشر و قبل از برپايى قيامت. در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله، تا وقوع قيامت را شامل مى‏شود و هم دوران غيبت و ظهور مهدى موعود، عليه‏السلام، را. در دوران معاصر، عده‏اى از مفسران و متفكران مسلمان از قبيل: مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيدرضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم (اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزى حق بر باطل را به‏رغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كرده‏اند و آيات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مى‏دانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان، چنين آينده‏اى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به حوادث واقعه‏ بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى و كوشش در خور اين انتظار مقدس باشند. در چارچوب اين برداشت، آخرالزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد. در حاليكه در كتب علماى متقدم همچون كمال‏الدين‏ شيخ صدوق و كتاب‏الغيبه‏ شيخ طوسى، رحمة‏الله‏عليه، چنين تفسيرى از تاريخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مى‏گردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى‏شود. در نظر متاخران بينا بودن در مورد نشانه‏هاى زمان‏ و ارزيابى رخدادها، در پرتو پيشگوييهاى آخرالزمانى كه در جامعه جريان دارد، ضرورى است . كما اينكه بسيارى از انديشمندان بر اين باورند كه جامعه انسانى اينك در آخرين مرحله غفلت از ذات‏ و در اوج تحمل جوهر مادى‏ و كميت منطوى در كثرت‏ قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پيشتر مى‏رود; درك جمعى او از خير و عدل مطلق مفهوم تر و شفاف‏تر مى‏گردد. شناخت آخرالزمان‏ يا فرجام شناسى (Eschatologie)در اديان يهود، مسيحيت و زرتشتى نيز حائز اهميت است. با عنايت‏به آنچه بيان شد، آخرالزمان‏ پايان همه چيز نيست، بلكه ترميم جهان است. گويى جهان ناگهان تعادل خود را باز مى‏يابد و به حالت اوليه باز مى‏گردد. همه آشفتگيهاى ممكن اوجش در آخرالزمان است فقط در صورتى آشفتگى مطلق است كه فى نفسه و با ديدى افتراقى ملاحظه شود.

     اجرک الله فی مصیبت جدک

 

 لینک ثابت ....        

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  Copyright 2009 - professionals.blogfa.com & Repaired by: m-amin