تبليغاتX
ید الله معنا
 
     
ید الله معنا  
   
 
 
چه روز ها که به حال من نالیده است...نمی خواهم او را ببینم

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/07/19  ساعت 15:46

می گفت ای کاش روی تو را می دیدیم...در درونم غوغایی به پا شد چون نمی خواستم او را ببینم! او که روضه می خواند میگفت و ما نیز آمین میگفتیم...اما من نمیخواستم او را ببینم...به یاد خود و کارهای خودم افتادم که در میان خیابان ها چگونه به این طرف و ان طرف نگاه میکنم وحتی زل میزنم.اگر امامم پیش روی من بود چه میشد؟! آیا اب نمیشدم و در زمین نمی رفتم؟!...نه...ای کاش اب میشدم...انقدر گناه کرده و دیده ام که برایم عادی است...با خود میگویم که فلانی چه کارهایی که نمی کند اما نمی گویم که فلانی برای دیدن امامش دعا نمی کند اما من دوست دارم اورا ببینم. دوستم می گفت اگر او را ببینم از دست جامعه از او شکایت میکنم...اما من نه...من اگر اورا ببینم و بتوانم حرفی بزنم از دست خودم شکایت می کنم...اما با چه رویی...! می گویند که وقتی اعمال ما را میبیند به حالمان اشک میریزد وبرایمان دعا میکند...چه روز ها که به حال من نالیده است...اما ایا برای من هم دعا کرده...یا گریه مجالی برای او نگذاشته؟؟! چرا باید او را ببینم؟ جز شرمساری برای من چه سودی دارد؟ شخصی میگفت در شب اول قبر که نکیرین می ایند باید به پای ما سجده کنند...اری انها فرشته اند و ما مسجود آنها ایم...مگر جز این است؟ اما چه باعث شده که فکر کنیم با گرزی به سراغ ما می ایند؟ مگر جز این است که دزد را با گرز میگیرند؟ اری من هم دزدم...اگز دزد نبودم به حال خود این چنین بی حال نبودم...مگر جز این است: الخائن خائف...اری... از نماز خود دزدیدم...از روزه...از زندگی...از مولا...اما در اخر مجلس باز هم گفتم گه خدایا دیدارش را نصیب ما بفرما...

     السلام علی الشهدا

 لینک ثابت ....        

پسر قرضاوی شیعه شد

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/07/16  ساعت 17:52

آیت الله شیخ علی کورانی، از علمای لبنانی مقیم شهر مقدس قم در گفت‌وگویی با شبکه تلویزیونی "اهل البیت(ع)" اعلام کرد: «آقای عبدالرحمن القرضاوی، پسر شیخ یوسف القرضاوی (مفتی اهل سنت) به مذهب تشیع گرویده و عصبانیت شیخ از شیعیان در مدت اخیر نیز ناشی همین مسأله است و اینجانب از این بابت اطمینان دارم.»
الکورانی در پی اعلام این خبر از شبکه جهانی "اهل البیت(ع)" و تماس‌های متعدد شیعیان و اهل سنت از کشورهای مختلف با وی، در پایگاه اطلاع‌رسانی "الغدیر" و شبکه تلویزیونی "الانوار" نیز حضور یافت و در پاسخ به پرسش‌های مخاطبان این رسانه‌ها نیز بر اطمینان خود از تشیع پسر قرضاوی تأکید کرد.
روزنامه لبنانی "البلد" نیز هفته گذشته فاش کرده بود، علت خشم اخیر شیخ یوسف القرضاوی از مذهب تشیع، شیعه‌شدن یکی از نزدیکان اوست. این روزنامه به رابطه خویشاوندی وی اشاره‌ای نکرده بود اما شیخ "ماهر حمود" امام جماعت مسجد "القدس" و از علمای برجسته لبنان نیز در پی انتشار این خبر، صحت آن را تأیید کرد.
در پی اعلام این خبر، پایگاه اطلاع‌رسانی "عبدالرحمن یوسف" از دیروز غیر فعال شده و امکان رؤیت محتوای آن وجود ندارد.
عبدالرحمن یوسف از برجسته‌ترین شاعران عرب است و تا کنون نخواسته با نام خانوادگی "القرضاوی" شناخته شود و از انتشار نام خانوادگی و تصاویر پدرش در پایگاهش خودداری کرده است.
روزنامه کویتی "الجریده" نیز پیش از این، در عنوان انتخابی خود برای گفت‌وگوی تفصیلی با این شاعر بزرگ مصری، از عبارت "پسر شیخ قرضاوی" استفاده کرده است که این مطلب تا کنون از سوی عبدالرحمن یوسف، تکذیب نشده است.
وی دو فیلم ویدیوئی از گفت‌وگوی زنده خود با شبکه تلویزیونی "المنار" لبنان را نیز بر روی پایگاه اطلاع‌رسانی شخصی خود در اینترنت قرار داده بود که پس از جنگ 33روزه از این شبکه شیعی متعلق به حزب‌الله لبنان پخش شده است.

وی در این برنامه، قصیده‌ای را در مدح سید حسن نصرالله قرائت کرد که در آن، اشخاصی را که پیروان مذهب تشیع را "لعن‌کنندگان" یاران پیامبر(ص) می‌خوانند، به سخره گرفته است.
عبدالرحمن یوسف که اکنون از برجسته‌ترین معارضان سیاسی مصر و عضو جنبش ضد دولتی "الکفایة" نیز هست و اشعار شدیداللحنی علیه "حسنی مبارک" سروده است، در سال‌های اخیر، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله لبنان، به شیوه‌های مختلف ابراز کرده و از جمله آنها قصیده‌ای است که در بیت پایانی آن آورده است:

« ألـْـق ِ العُـصَابـَــة َ عَـنْ عَـیْـنـَیـْـکَ تحْجُبُهَـــا - عَـنْ رُؤیـَـةِ النـَّـار ِ تـَشـْـوی وَجْـهَ لـُبـْنـَانـَـا...

بالأمْـس ِ کـُنـَّـا نـَـرَی فی العـِـزِّ " قـَاهِــرَة " - و الیـَـوْمَ نـَرْقـُـبُ نحْوَ العِـزِّ " طـَهْـرَانـَـا "

(چشم‌بندت را از دیدگانت بیفکن زیرا چشمانت را از دیدن آتشی که چهره لبنان را سوزانده است پوشانده... ما تا دیروز عزت را در قاهره می‌دیدیم اما امروز از شوق دستیابی به عزت، تهران را می‌نگریم.)
پایگاه اطلاع‌رسانی هجر نیز به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد: «عبدالرحمن یوسف، انسانی اخلاق‌مدار است و همواره احترام پدر خود را حفظ می‌کند و به همین دلیل تا کنون از اعلام علنی تشیع خود، خودداری کرده و سعی دارد این موضوع را از طریق دوستانه و محترمانه با پدر خود، حل و فصل کند و لذا تا اطلاع ثانوی، از اعلام این پرهیز خواهد کرد.»
عبدالرحمن یوسف که از محبوبیت فراوانی بین عرب‌زبانان جهان برخوردار است، همچنین پس از جنگ 33روزه، با سفر به جنوب لبنان و شهرهای بنت‌جبیل، مارون‌الرأس و ضاحیه جنوبی بیروت که منطقه شیعه‌نشین پایتخت لبنان است ضمن بازدید از ویرانه‌های باقی‌مانده از حملات رژیم صهیونیستی، با شیعیان و ایتام شهدای این مناطق، ابراز همدردی کرد.
وی همچنین دیوان جدیدی با عنوان "اکتب تاریخ المستقبل" (تاریخ آینده را بنویس) منتشر کرده است که در ابتدای کتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدایی به حضرت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله که از پروردگارم می‌خواهم او را از شر موشک‌های یهود و نیز موشک‌های اعراب حفظ کند.»
عبدالرحمن القرضاوی، در مقدمه این کتاب که آن را بر روی پایگاه اطلاع‌رسانی خود قرار داده، آورده است: «بیشتر قصاید این دیوان، در جریان حمله شکست‌خورده اسرائیل به لبنان در تابستان سال 2006 میلادی نگاشته شده و همه آنها به استثنای قصیده "تاریخ آینده را بنویس" در نشریات مصری و انگلیسی چاپ شده است.»
وی می‌افزاید: پیش از پایان جنگ و صدور قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر آتش‌بس، قصیده "تاریخ آینده را بنویس" را آغاز کردم و آن، قصید‌ه‌ای بود که قصد داشت معنای "پیروزی" را بیان کند و به گذشته درگیری و آینده ادامه‌دار آن بپردازد اما عجیب بود که قصیده پا به پای من پیش نمی‌آند که آنکه احساس کردم الهام این شعر به من قطع شده و در این هنگام بود که پیامی تلفنی دریافت کردم که گفت: «هرگز این قصیده را ننویس مگر آنکه خودت با پای خود به مناطق آزادشده جنوب لبنان گام بگذاری!» و من نیز بلافاصله پس از پایان جنگ 33روزه به جنوب لبنان سفر کردم و بسیاری از مناطق جنگ‌زده را از نزدیک دیدم؛ ویرانی‌ها و آوارها را پیش از آنکه بلدوزرها آنها را بردارند و از همه مهم‌تر، پهلوانانی را به چشم خود دیدم که این پیروزی را آفریده بودند و در این هنگام بود که سرایش این قصیده را از سر گرفتم و آن را در روز بیست و ششم رمضان همان سال به پایان رساندم.»
این شاعر عرب با بیان اینکه بیشتر ابیات این قصیده را در راه قاهره، اسکندریه، بیروت، قانا و بنت‌جبیل سروده است، تأکید می‌کند: «همچنان این قصیده را یک تجربه حسی متمایز می‌دانم و در پایان باید از مسؤولان حزب‌الله لبنان که با من همکاری کردند و فرصت بازدید از اماکنی را که می‌خواستم فراهم کردند قدردانی کنم.»

مبع:شیعیان

 لینک ثابت ....        

ماه دلها...صوت الوداع

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/07/01  ساعت 18:33

ای بخشنده گناهان...ای برطرف کننده بلاها...ای انتها و منتهای امیدها...ای عطاکننده عطاها...ای بخشنده هدیه ها......

عجب نام ها و اسما زیبایی... اینها مربوط به کیست؟ بی شک او دوست و همراهی خوب برای من است...نگفتی او کیست؟ کیست که از هر مهربانی مهربان تر است؟ او که هم صاحب جمال است و هم جلال... ای انکه هیچ کس مثل تو نیست...یا من لیس احد مثله؟ ای وفا کننده به عهد...یا موفی العهد...ای بینا ترین بینایان...یا ابصرالناظرین...ای که سرور و نشاط عارفانی...یا سرور العارفین...ای امرزنده هر کس که امرزش خواهد...یا غافر من استغفره...ای بهترین محبوب ها...یا خیر المحبوبین...و...و...و...

این همه اسم زیبا و عاشقانه مخصوص اوست و ما اورا به این اسما زیبا صدا می زنیم ان هم در شبی که برتر از هزار ماه است...ای کاش انسانی بود تا به دورش میگردیدیم اما نه اگر انسان بود نمی توانستیم این گونه صدایش کنیم...پس کیست؟ او که شب ارزوها را برای من قرارداده او که شبی به عظمت ماه ها به من داده اوکه روزی به نام عرفه داده... برای چه اینها را به من داده...شاید دوست نداشته که ازش دور باشم...برای چی؟ او که نیازی به من نداره! به همین اسونی این همه راه برگشت و رحمت به من داده! دوست نداره به همین راحتی از بهشتش بیرون برم...اون که هر وقت اراده کنم میتونم صداش کنم...نه نیازی به تلفن داره...نه نیازی به کارت اینترنت...ونه هیچ چیز دیگه...پس خیلی منو دوست داره...نکنه که عاشق من شده یا شایدم از اول عاشق من بوده ولی خودمونیم منم عاشق اون شدم...منم دوستش دارم...اخه چرا نداشته باشم...این همه بخشش...حتی خیلی از خوب هارو مامور کرده که به حال من رسیدگی کنند...امام من باشند تا نکنه یه وقت از یادم بره که منم معشوقی دارم. به من گفته که روزی پنج بار خودتو تمیز کن که نکنه کثیف بشم...اخه مادرم هم به نمیگه روزی پنج بار خودتو بشور...او از مادر برتر است... اما مادر هم برای من افریده...

گزیده ای از وصیت امیرالمومنین:

هنگامی که ابن‏ ملجم -که خدا لعنتش کند- او را ضربت زد حضرتش به حسن و حسین - علیهما السلام - چنین وصیت فرمود: "شما را به تقوای الهی سفارش می ‏کنم و اینکه در طلب دنیا برنیایید گرچه دنیا در طلب شما برآید، و بر آنچه از دنیا محروم ماندید اندوه و حسرت مبرید، و حق بگویید، و برای پاداش (اخروی) کار کنید، و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. شما دو نفر و همه فرزندان و خانواده ‏ام و هر کس را که این نامه ‏ام به او می‏ رسد سفارش می‏کنم به تقوای الهی و نظم کارتان و اصلاح میان خودتان، چرا که از جدّتان صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می ‏فرمود: "اصلاح میان دو کس از انواع نماز و روزه برتر است. خدا را خدا را درباره یتیمان در نظر آرید، هر روز به آنان رسیدگی کنید و حتی یک روز دهان آنان را خالی نگذارید و مبادا در حضور شما تباه شوند. خدا را خدا را درباره همسایگان درنظر دارید، که آنان سخت مورد سفارش پیامبرتان هستند، پیوسته به همسایگان سفارش می ‏کرد تا آنجا که پنداشتیم آنان را ارث بَرخواهد نمود. خدا را خدا را درباره قرآن یاد کنید، مبادا دیگران به عمل به آن بر شما پیشی گیرند. خدا را خدا را درباره نماز یاد کنید، که آن ستون دین شماست. خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان یاد کنید، تا زنده هستید آن را خالی (و خلوت) نگذارید؛ که اگر این خانه متروک بماند دیگر مهلت نخواهید یافت. خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا به مال و جان و زبانتان یادآرید، و بر شما باد به همبستگی و رسیدگی به یکدیگر، و بپرهیزید از قهر و دشمنی و بریدن از هم. امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید که بَدانتان بر شما چیره می‏ شوند، آن‏گاه دعا می ‏کنید ولی مستجاب نمی‏ گردد. ای فرزندان عبدالمطّلب، مبادا شما را چنان بینم که به بهانه اینکه امیرمؤمنان کشته شد دست به خون مسلمانان بیالایید؛ هش دارید که به قصاص خون من جز قاتلم را نباید بکشید؛ بنگرید هرگاه که من از این ضربت او جان سپردم تنها به کیفر این ضربت یک ضربت بر او بزنید و این مرد را مُثْله ( مثله کردن: بریدن انگشت و بینی و گوش و دیگر اعضای کسی. ) نکنید، چرا که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می ‏فرمود: "از مثله کردن بپرهیزید گرچه با سگ هار باشد".( نهج ‏البلاغة، نامه 47 )

                 

 لینک ثابت ....        

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  Copyright 2009 - professionals.blogfa.com & Repaired by: m-amin