ای بخشنده گناهان...ای برطرف کننده بلاها...ای انتها و منتهای امیدها...ای عطاکننده عطاها...ای بخشنده هدیه ها......
عجب نام ها و اسما زیبایی... اینها مربوط به کیست؟ بی شک او دوست و همراهی خوب برای من است...نگفتی او کیست؟ کیست که از هر مهربانی مهربان تر است؟ او که هم صاحب جمال است و هم جلال... ای انکه هیچ کس مثل تو نیست...یا من لیس احد مثله؟ ای وفا کننده به عهد...یا موفی العهد...ای بینا ترین بینایان...یا ابصرالناظرین...ای که سرور و نشاط عارفانی...یا سرور العارفین...ای امرزنده هر کس که امرزش خواهد...یا غافر من استغفره...ای بهترین محبوب ها...یا خیر المحبوبین...و...و...و...
این همه اسم زیبا و عاشقانه مخصوص اوست و ما اورا به این اسما زیبا صدا می زنیم ان هم در شبی که برتر از هزار ماه است...ای کاش انسانی بود تا به دورش میگردیدیم اما نه اگر انسان بود نمی توانستیم این گونه صدایش کنیم...پس کیست؟ او که شب ارزوها را برای من قرارداده او که شبی به عظمت ماه ها به من داده اوکه روزی به نام عرفه داده... برای چه اینها را به من داده...شاید دوست نداشته که ازش دور باشم...برای چی؟ او که نیازی به من نداره! به همین اسونی این همه راه برگشت و رحمت به من داده! دوست نداره به همین راحتی از بهشتش بیرون برم...اون که هر وقت اراده کنم میتونم صداش کنم...نه نیازی به تلفن داره...نه نیازی به کارت اینترنت...ونه هیچ چیز دیگه...پس خیلی منو دوست داره...نکنه که عاشق من شده یا شایدم از اول عاشق من بوده ولی خودمونیم منم عاشق اون شدم...منم دوستش دارم...اخه چرا نداشته باشم...این همه بخشش...حتی خیلی از خوب هارو مامور کرده که به حال من رسیدگی کنند...امام من باشند تا نکنه یه وقت از یادم بره که منم معشوقی دارم. به من گفته که روزی پنج بار خودتو تمیز کن که نکنه کثیف بشم...اخه مادرم هم به نمیگه روزی پنج بار خودتو بشور...او از مادر برتر است... اما مادر هم برای من افریده...
گزیده ای از وصیت امیرالمومنین:
هنگامی که ابن ملجم -که خدا لعنتش کند- او را ضربت زد حضرتش به حسن و حسین - علیهما السلام - چنین وصیت فرمود: "شما را به تقوای الهی سفارش می کنم و اینکه در طلب دنیا برنیایید گرچه دنیا در طلب شما برآید، و بر آنچه از دنیا محروم ماندید اندوه و حسرت مبرید، و حق بگویید، و برای پاداش (اخروی) کار کنید، و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. شما دو نفر و همه فرزندان و خانواده ام و هر کس را که این نامه ام به او می رسد سفارش میکنم به تقوای الهی و نظم کارتان و اصلاح میان خودتان، چرا که از جدّتان صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: "اصلاح میان دو کس از انواع نماز و روزه برتر است. خدا را خدا را درباره یتیمان در نظر آرید، هر روز به آنان رسیدگی کنید و حتی یک روز دهان آنان را خالی نگذارید و مبادا در حضور شما تباه شوند. خدا را خدا را درباره همسایگان درنظر دارید، که آنان سخت مورد سفارش پیامبرتان هستند، پیوسته به همسایگان سفارش می کرد تا آنجا که پنداشتیم آنان را ارث بَرخواهد نمود. خدا را خدا را درباره قرآن یاد کنید، مبادا دیگران به عمل به آن بر شما پیشی گیرند. خدا را خدا را درباره نماز یاد کنید، که آن ستون دین شماست. خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان یاد کنید، تا زنده هستید آن را خالی (و خلوت) نگذارید؛ که اگر این خانه متروک بماند دیگر مهلت نخواهید یافت. خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا به مال و جان و زبانتان یادآرید، و بر شما باد به همبستگی و رسیدگی به یکدیگر، و بپرهیزید از قهر و دشمنی و بریدن از هم. امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید که بَدانتان بر شما چیره می شوند، آنگاه دعا می کنید ولی مستجاب نمی گردد. ای فرزندان عبدالمطّلب، مبادا شما را چنان بینم که به بهانه اینکه امیرمؤمنان کشته شد دست به خون مسلمانان بیالایید؛ هش دارید که به قصاص خون من جز قاتلم را نباید بکشید؛ بنگرید هرگاه که من از این ضربت او جان سپردم تنها به کیفر این ضربت یک ضربت بر او بزنید و این مرد را مُثْله ( مثله کردن: بریدن انگشت و بینی و گوش و دیگر اعضای کسی. ) نکنید، چرا که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: "از مثله کردن بپرهیزید گرچه با سگ هار باشد".( نهج البلاغة، نامه 47 )
|