تبليغاتX
ید الله معنا
 
     
ید الله معنا  
   
 
 
خیرمن الف شهر

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/06/18  ساعت 17:59

گویی همین امروز این حرف هارا زده بود چرا که فردا را نیز دیده بود. چه کسی باور میکرد که این گونه شود جز خودش...؟! او میدانست که این طور میشود برخی می گفتند این کتاب همین امسال یا همین ماه نوشته شده اما باید به تاریخ چاپ و نویسنده هم توجه می کردند و یا به کهنگی کتاب که غیر ممکن است امسال نوشته شده باشد... پس نویسنده یا پیش گو بوده یا تخیلات خودرا به زبان اورده اما نه... این طور نبوده... چرا که او دروازه علم پیامبر خدا بوده... کدام پیامبر؟ همانی که اخرین پیامبر خداست همان که عیسی(ع) امدنش را خبر داده بود. حال این کیست که دروازه علم اوست؟! به یقین جانشین او خواهد بود و حتما هم هست و تنها او بود که امیر مومنان بود.

در سخنانش گفته بود که روزی دختران مانند پسران می شوند اما کسی باور نداشت و اورا دروغ گو میخواندند. ای کاش این گونه بود و او دروغگو بود... اما نه... دختران حیای خودرا کنار گذاشته واز غیرت پسران هم خبری نیست. او گفت که فلسطین بسیار رنج خواهد کشید اما کسی باور نمیکرد که قبله گاه اول این چنین رنج هایی بکشد. او گفت که حجتش غریب می ماند و غریب هم ماند. او گفت که خشکسالی ها زیاد میشود وشد... گفت که در سرزمین فارس عالمانی پیدا میشوند وانها تنها شیعیان ما هستند. او گفت که بهترین کارها انتظار فرج است... اما ای کاش میگفت که اراده خداوند چیست و فرزندش کی خواهد امد؟ ای کاش ما نیز میتوانستیم افطار خورا به فقیرانی دهیم تا مثل او شویم یا شبانه و در خفا به دیدار فقیران رویم و کمکشان کنیم... خوب اینها خصوصیاتش بود و مخصوص خودش... اما او که در محراب نماز کشته شد... پس چرا می گفتند او اهل نماز نیست؟! او که کسی را به ناحق نکشت پس چرا برخی اورا ظالم مینمایانند؟! شاید قرار بود تا او هم مانند فرزندش غریب باشد... یا نه... شاید فرزندش مثل او غریب است... اری... او اول و اخر و ظاهر و باطن بود... قران ناطق بود... پس او نیز باید غریب می بود. او که در غدیر وصی پیامبر بود پس چرا...؟!

یا علی مدد...

           امیرالمومنین

 لینک ثابت ....        

سلام بر تو...

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/06/03  ساعت 18:24

  ...هرچه که نام توست...سوشیانت...اناهیتا...بودا...عیسی...مهدی... ویا...

دیرزمانی است که عالم و نه ما منتظر تو هستند و ما نیز دوست داریم از کسانی باشیم که در راه تو ایستاده ایم و نه مثل بعضی فرقه های ضاله دست روی دست گذاشته و بنشینیم تا تو بیایی یا مثل گروهی دیگر که می گویند ما باید ظلم و فساد وگناه را در عالم زیاد کنیم تا بلکه نجات دهنده ای ظهور کند که البته ان ظهور باعث مرگ همان گروه شود چون به گفته خود انان او همه ظالمان و فاسقان را به سزای عملشان خواهد رساند پس خود نیز باید منتظر سزای خود باشند که این کمال حماقت است و بس. و یا گروهی که می گویند با تخریب مسجد الاقصی او خواهد امد پس باید مسجدالاقصی را تخریب کنیم"همان مسجد را میگویند که قبله گاه مومنان بود و خاستگاه عیسی که سلام خداوند بر او و تمام پیامبران باد". ویا گروه دیگری که در این زمان به پرستش شیطان می پردازند که این هم راهی برای زندگی در این زمان مکافات است "همان شیطانی که میگفت جز برای خدا سجده نمیکند"...نه...نه...باید برای رسیدن به خدا از راه او همانند عارفان و عاشقانش عمل کنیم که به گفته امیرالمومنان علی(ع) شبها از رختخواب ناپدید شده و صبح ها در مکه حاضرند و در روشنی روز بر فراز ابرها در پروازند.خودش میگوید که از احوال شما اگاهم و دادرس شما که اگر این گونه نبود دشمنان مارا غارت کرده بودند.

شاید اکنون سیصد و دوازده یار ایشان حضور داشته باشند پس چرا ما ان یکی نباشیم؟!...نه... این کارمن نیست... پس کار کیست؟!.. حداقل از یاران وسربازانش باشیم... زیرا که ما اهل فارس هستیم و نام مذهب ما شیعه...                                  

 لینک ثابت ....        

آرماگدون، عوام فريبي و آخرالزمان

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/06/01  ساعت 12:37

سخن‌ به‌ گزافه‌ نگفته‌ایم‌ اگر دول‌ غربی‌ را در پیگیری‌ مسأله‌ آخرالزمان‌ از ما شیعیان‌ به‌ مراتب‌ فعال‌تر بدانیم‌. بازخوانی‌ پرونده‌ میشل‌ نوستر آداموس‌ از سوی‌ اورسن‌ ولز در فیلم‌ مردی‌ که‌ آینده‌ را دید، تنها یکی‌ از حلقه‌های‌ مشهور این‌ تلاش‌ است‌ که‌ اخیراً برخی‌ جامعه‌شناسان‌ و کارشناسان‌ امور ارتباطی‌ کشورمان‌ هم‌ بر آن‌ تفطن‌ یافته‌اند. حال‌ آنکه‌ این‌ زنجیره‌ حلقه‌های‌ دیگری‌ هم‌ دارد که‌ برخی‌ به‌ پیش‌ از ساخت‌ این‌ فیلم‌ ـ در دهه‌ هشتاد ـ و بعضی دیگر به‌ حوادث‌ قریب‌الوقوع‌ ماه‌های‌ آینده‌ مربوط‌ می‌شود. طراحی‌ جنگ‌ ستارگان‌ از سوی‌ دولت‌ ریگان‌ نیز از جمله‌ حلقات‌ مشهود این‌ تئوری‌ است‌ که‌ پس‌ از روی‌ کار آمدن‌ دولت‌ بوش‌ پسر، دوباره‌ در دستور کار مقامات‌ کاخ‌ سفید قرار گرفته‌ است‌.
در مقاله‌ای‌ که‌ چهار سال‌ پیش‌ ترجمه‌ کردم ‌به‌ این‌ موضوع‌ اشاره‌ شده‌ که‌ مؤسسات‌ دینی‌ راستگرایان‌ مسیحی‌ از سال‌های‌ دهه‌ 80 میلادی‌، مردم‌ کشورهای‌ غربی‌ را به‌ ایمان‌ جمعی‌ به‌ وقوع‌ حادثه‌ای‌ بزرگ‌ در سرزمین‌ شام‌ توجه‌ داده‌اند. بنا به‌ پیش‌بینی‌ این‌ گروه‌ از مفسران‌ که‌ از جمله‌ مشاوران‌ عالی‌ کاخ‌ سفید محسوب‌ می‌شوند، در آینده‌ لشکری‌ از به‌ اصطلاح‌ دشمنان‌ مسیح‌ که‌ بدنه‌ اصلی‌ آن‌ از میلیون‌ها نظامی‌ تشکیل‌ یافته‌، از عراق‌ حرکت‌ می‌کند و پس‌ از گذشتن‌ از رود خشک‌ فرات‌ به‌ سوی‌ قدس‌ رهسپار می‌شود؛ اما نیروهای‌ مؤمن‌ به‌ مسیح‌ راه‌ این‌ لشکر را سد کرده‌، همگی‌ در دره‌ای‌ به‌ نام‌ آرماگدون‌ (یا همان‌ هرمجدّون‌) با همدیگر برخورد خواهند کرد. به‌ پیشگویی‌ و بلکه‌ برنامه‌ریزی‌ نظامی‌ این‌ دول‌ و به‌ منظور تسریع‌ در روند ظهور مسیح‌ یهودی‌، وقوع‌ نبردی‌ هسته‌ای‌ در این‌ منطقه‌ اجتناب‌ناپذیر است‌. جنگی‌ جهانی‌ که‌ به‌ مرگ‌ میلیون‌ها نفر غیر یهودی‌ و غیر مسیحی‌ بینجامد. چیزی‌ شبیه‌ اعتقاد غلط‌ برخی‌ افراد در کشور خود ما که‌ تسریع‌ ظهور حضرت‌ حجت‌(عج‌) را به‌ دامن‌ زدن‌ به‌ فساد و تباهی‌ منوط‌ می‌دانند.
جالب‌ توجه‌ این‌ است‌ که‌ اغلب‌ نظریات‌ تئوری‌پردازان‌ به‌ نام و مشهور‌ آمریکایی‌ در جهت‌ توجیه‌ منطقی‌ این‌ رویداد انجام‌ گرفته‌ که‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌ می‌توان‌ به‌ نظریه‌ مشهور هانتینگتون‌ با عنوان‌ برخورد تمدن‌ها اشاره‌ کرد. نکته‌ مهم‌ و جالب‌ توجه‌ دیگر، حضور برخی‌ اسامی‌ در میان‌ باورمندان‌ به‌ این‌ تئوری‌ است‌ که‌ از جمله‌ سیاستگزاران‌ فعلی‌ ایالات‌ متحده‌ محسوب‌ می‌شوند و البته‌ از حدود سه‌ دهه‌ پیش‌ به‌ این‌ سو ـ یعنی‌ از اوایل‌ دهه‌ 70 میلادی‌ ـ در جهت‌ تحقق‌ این‌ نقشه‌ تلاش‌ می‌کرده‌اند. فی‌المثل‌ دانلدرامفلد و بوش‌ پدر و پسر که‌ هر دو از همفکران‌ دو کشیش‌ صهیونیست‌ هتاک‌ به‌ پیامبر اسلام‌(ص‌) یعنی‌ جری‌ فال‌ول‌ و پت‌ رابرتسون‌ هستند. انتخاب‌ بوش‌ پدر و پسر به‌ ریاست‌ جمهوری‌ ایالات‌ متحده‌ به‌ پیشنهاد و حمایت‌ فال‌ول‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و فال‌ول‌ همان‌ کسی‌ است‌ که‌ در طول‌ سی‌ سال‌ گذشته‌ رهبری‌ موج‌ نوی‌ صهیونیسم‌ مسیحی‌ را در ایالات‌ متحده‌ به‌ عهده‌ داشته‌ است‌. دو شبکه‌ تلویزیونی‌ پت‌ رابرتسون‌ و جری‌ فال‌ول‌ به‌ طور متوسط‌ قریب‌ به‌ بیست‌ میلیون‌ خانوار را تحت‌ پوشش‌ دارند و این‌ در حالی‌ است‌ که‌ اغلب‌ ناظران‌، شمار معتقدان‌ به‌ وقوع‌ جنگ‌ هسته‌ای‌ آرماگدون‌ را تا هفتاد میلیون‌ نفر تخمین‌ می‌زنند.
عمده‌ دلیل‌ باورمندان‌ به‌ الهیات‌ آرماگدون‌، وجود آیاتی‌ در کتاب‌ مکاشفات‌ یوحناست‌ که‌ به‌ تلویح‌ از وقوع‌ جنگی‌ در دره‌ مجدو و با حضور سپاهیانی‌ از ملل‌ مختلف‌ سخن‌ می‌گویند. از آنجا که‌ از جمله‌ این‌ حاضران‌ سپاهیانی‌ از بابل‌ ـ عراق‌ کنونی‌ ـ و همچنین‌ شمال‌ آفریقا هستند و هم‌ از آنجا که‌ در کتب‌ عهد عتیق‌ و جدید سخنی‌ از نژاد زرد گفته‌ شده‌، امروزه‌ برای‌ تطبیق‌ این‌ عناوین‌ بر دول‌ یا ملت‌های‌ کشورهایی‌ چون‌ عراق‌ و ایران‌ و لیبی‌ و سودان‌ و از سوی‌ دیگر چین‌ و کره‌ شمالی‌ تلاش‌ معتنابهی‌ صورت‌ می‌گیرد. چنانکه‌ حتی‌ نظریه‌پردازانی‌ رسمی‌ چون‌ هانتینگتون‌ عمده‌ دلیل‌ لزوم‌ اتحاد ملل‌ غربی‌ را، نزدیکی‌ قریب‌الوقوع‌ تمدن‌های‌ کنفوسیوسی‌ و اسلامی‌ می‌دانند. دوست‌ عزیز ما جناب‌ سید امیر حسین‌ اصغری‌ در مقاله‌ای‌ جداگانه‌ به‌ تطبیق‌ این‌ تئوری‌ها اقدام‌ کرده‌اند و تلاقی‌ خطوط‌ اصلی‌ نظریات‌ تافلر، فوکویاما و هانتینگتون‌ را با تبلیغات‌ کشیشان‌ صهیونیست‌ آمریکایی‌ نشان‌ داده‌اند...در ادامه مطلب

         سلام بر مولای خوبم..مهدی

 ادامه مطلب ....      لینک ثابت ....        

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  Copyright 2009 - professionals.blogfa.com & Repaired by: m-amin