تبليغاتX
ید الله معنا
 
     
ید الله معنا  
   
 
 
مشخصات دوره حضرت مهدى (سلسله مباحث)

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/05/24  ساعت 19:45

به اتفاق علماى شيعه و اهل تسنن اين جمله از پيغمبر اكرم متواتر است.احدى در اين جمله ترديد ندارد كه پيغمبر اكرم فرمود:«لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج رجل من ولدى‏»يعنى اگر فرض كنيم از دنيا يك روز بيشتر باقى نمانده است،خدا آن روز را طولانى مى‏كند تا مهدى از اولاد من ظهور كند.مقصود اين است:اين قضاى حتمى پروردگار است كه اگر فرض كنيم از عمر دنيا يك روز بيشتر باقى نمانده است اين كار حتما بايد عملى شود.اين روايتى است كه اهل تشيع و اهل تسنن هر دو روايت كرده‏اند و در آن ترديدى نيست.

بعضى از دوستان وقتى كه مى‏ديدند كه اين برادر ما از حجاز،آقاى شيخ خليل الرحمن (1) ،هميشه صحبت انتظار ظهور حضرت حجت را مى‏كند،تعجب مى‏كردند كه ايشان اهل تشيع نيستند،چطور انتظار ظهور حضرت حجت را دارند؟واقعا ايشان انتظار ظهور حضرت حجت را دارند.اغلب ما شايد روى عادت و منطقه جغرافيايى مى‏گوييم،و ايشان روى اعتقاد و ايمان مى‏گويند.گفتم:اين مطلبى است كه شيعه و سنى ندارد،اهل تسنن هم اين سخن را زياد مى‏گويند.

حال ببينيد پيغمبر چگونه آن روز را روشن و دوره كمال بشريت مى‏بيند.فرمود:«المهدى يبعث فى امتى على اختلاف من الناس و الزلازل‏»مهدى عليه السلام در يك شرايطى مى‏آيد كه اختلاف در ميان بشر شديد و زلزله‏ها برقرار است(مقصود زلزله‏هاى ناشى از مواد زير زمين نيست)،اصلا زمين به ست‏بشر دارد تكان مى‏خورد و خطر،بشريت را تهديد مى‏كند كه زمين نيست و نابود شود.«فيملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»بعد از آنكه پيمانه ظلم و جور پر شد،دنيا را پر از عدل و داد مى‏كند.«يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض‏»از او،هم خداى آسمان راضى است و هم خلق خداى آسمان و مردم روى زمين،مى‏گويند:الحمد لله كه شر اين ظلمها از سر ما كوتاه شد.بعد فرمود: «يقسم المال صحاحا»ثروت را به طور صحيح تقسيم مى‏كند.گفتند:يا رسول الله!يعنى چه به طور صحيح؟فرمود:عادلانه و بالسويه تقسيم مى‏كند.«و يملا الله قلوب امة محمد غنى و يسعهم عدله‏» (2) خداوند دل امت اسلام را مملو از غنا مى‏كند،يعنى خيال نكن غنا و ثروت،تنها همان ثروت مادى است، دلها غنى مى‏شود،فقرها و نيازها و حقارتها و بيچارگيها و كينه‏ها و حسادتها،همه از دلها بيرون كشيده مى‏شود.

امير المؤمنين على عليه السلام در نهج البلاغه مى‏فرمايد:حتى تقوم الحرب بكم على ساق،باديا نواجذها،مملوءة اخلافها،حلوا رضاعها،علقما عاقبتها.پيش بينى مى‏كند كه قبل از ظهور حضرت مهدى آشوب عجيب و جنگهاى بسيار مهيب و خطرناكى در دنيا هست.مى‏فرمايد:جنگ روى پاى خودش مى‏ايستد،دندانهاى خودش را نشان مى‏دهد مثل يك درنده‏اى كه دندان نشان مى‏دهد،شير پستان خودش را نشان مى‏دهد،يعنى آن ستيزه جويان و آتش افروزان جنگ نگاه مى‏كنند مى‏بينند اين پستان جنگ خوب شير مى‏دهد يعنى به نفعشان كار مى‏كند،اما نمى‏دانند كه عاقبت اين جنگ به ضرر خودشان است.«حلوا رضاعها»دوشيدنش خيلى شيرين است اما«علقما عاقبتها»عاقبتش فوق العاده تلخ است.«الا و فى غد و سياتى غد بما لا تعرفون‏»بدانيد كه فردا دنيا آبستن چيزهايى است كه هيچ پيش بينى نمى‏كنيد،نمى‏شناسيد و آگاه نيستيد،ولى بدانيد هست و فردا با خود خواهد آورد. «ياخذ الوالى من غيرها عمالها على مساوى اعمالها»اول كارى كه آن والى الهى مى‏كند اين است كه عمال و حكام را يك يك مى‏گيرد،اعوان خودش را اصلاح مى‏كند،دنيا اصلاح مى‏شود.«و تخرج له الارض افاليذ كبدها»زمين پاره‏هاى جگر خودش را بيرون مى‏دهد،يعنى زمين هر موهبتى كه در خودش دارد از هر معدنى،و هر استعدادى كه شما تصور بكنيد،همه را بيرون مى‏دهد،هر چه تا امروز مضايقه كرده بيرون مى‏دهد.«و تلقى اليه سلما مقاليدها»زمين مى‏آيد مثل يك غلام در حالى كه تسليم است كليدهاى خودش را در اختيار او قرار مى‏دهد(اينها همه تعبير و بيان است)يعنى ديگر سرى در طبيعت‏باقى نمى‏ماند مگر اينكه به دست او كشف مى‏شود.مجهولى در طبيعت‏باقى نمى‏ماند مگر اينكه در آن دوره مكشوف مى‏گردد.«فيريكم كيف عدل السيرة‏»آنوقت او به شما نشان خواهد داد كه عدالت واقعى يعنى چه،نشان خواهد داد كه اينهمه كه دم از اعلاميه حقوق بشر و آزادى مى‏زدند همه‏اش دروغ بود،اينهمه كه دم از صلح مى‏زدند همه‏اش دروغ و نفاق و«جو فروشى و گندم نمايى‏»بود. «و يحيى ميت الكتاب و السنة‏» (3) قوانين كتاب و سنت را كه متروك مانده و به حسب ظاهر مرده و از ميان رفته است زنده خواهد كرد.و نيز فرمود:اذا قام القائم حكم بالعدل.

هر يك از ائمه ما يك لقبى دارد. مثلا امير المؤمنين:على المرتضى. امام حسن:الحسن المجتبى. امام حسين:سيد الشهداء،و ائمه ديگر:السجاد،الباقر،الصادق،الكاظم،الرضا،التقى،النقى،الزكى العسكرى. حضرت يك لقبى دارد مخصوص به خود،لقبى كه از مفهوم‏«قيام‏»گرفته شده است، آن كه در جهان قيام مى‏كند:القائم.

اصلا ما حضرت مهدى را به قيام و عدالت مى‏شناسيم.هر امامى به يك صفت‏شناخته مى‏شود،اين امام به قيام و عدالت‏شناخته مى‏شود.

«و ارتفع فى ايامه الجور»جور و ظلمى ديگر در كار نيست.«و امنت‏به السبل‏»همه راهها،راههاى زمينى، دريايى و هوايى امن مى‏شود،چون منشا اين نا امنيها ناراحتيها و بى عدالتى‏هاست.وقتى كه دالت‏برقرار بشود،[چون]فطرت بشر فطرت عدالت است،دليل ندارد كه نا امنى وجود داشته باشد.«و اخرجت الارض بركاتها»و زمين تمام بركات خودش را بيرون مى‏آورد.«و لا يجد الرجل منكم يومئذ موضعا لصدقته و لا بره...و هو قوله تعالى: و العاقبة للمتقين آيا مى‏دانيد ناراحتى مردم آن وقت چيست؟ ناراحتى مردم فقط اين است كه اگر بخواهند يك صدقه‏اى بدهند و يك كمكى به كسى بكنند،يك نفر[مستحق]پيدا نمى‏كنند،يك فقير در روى زمين پيدا نخواهد شد.

راجع به‏«توحيد الهى‏»مى‏فرمايد:«حتى يوحدو الله و لا يشرك به شيئا»و راجع به‏«امنيت‏»مى‏فرمايد:«و تخرج العجوزة الضعيفة من المشرق تريد المغرب لا يؤذيها احد»يك پير زن ناتوان،از مشرق تا مغرب دنيا را مسافرت مى‏كند بدون كوچكترين آزار و اذيتى.

زياد است:آنچه از عدالت گفته شده است،از صلح و صفا به معنى واقعى گفته شده است،از آزادى و امنيت كامل گفته شده است،از ثروت و بركت فراوان گفته شده است،از تقسيم عادلانه ثروت گفته شده است،از فراوانى وسائل(وسائل دامدارى و غيره)،از ميوه و گوسفند گفته شده است،از نبودن مفاسد گفته شده است كه ديگر شرب خمرى وجود نخواهد داشت،ديگر زنايى وجود نخواهد داشت،ديگر بشر تنفر دارد از دروغ گفتن،تنفر دارد از غيبت كردن،تنفر دارد،از تهمت زدن،تنفر دارد از ظلم كردن.

اينها بر اساس چه فلسفه‏اى است؟همان كه عرض كردم:اسلام مى‏گويد عاقبت‏بشر عدالت است،اما نمى‏گويد آن عدالتى كه در عاقبت مى‏آيد فقط اين است كه فكر بشر به اينجا منتهى مى‏شود كه منفعت من در اين است كه منافع ديگران را حفظ كنم،نه[در آن زمان]عدالت‏براى بشر محبوب و مثل يك معبود است،يعنى روحش رقاء پيدا مى‏كند،تربيتش كامل مى‏شود،و اين نمى‏شود جز اينكه يك حكومت عادل جهانى بر مبناى ايمان،خدا پرستى و خدا شناسى و بر مبناى حكومت قرآن به وجود آيد،و ما مسلمين خوشوقتيم كه بر خلاف اينهمه بدبينيهايى كه در دنياى غرب براى بشريت‏به وجود آمده،به آينده بشريت‏خوشبين هستيم. همين راسل در كتاب اميدهاى نو مى‏گويد:امروز ديگر غالب دانشمندان اميدشان را از بشريت قطع كرده و معتقدند كه علم به جايى رسيده است كه عن قريب بشر به دست علم نابود خواهد شد.مى‏گويد:يكى از اين افراد اينشتين است.اينشتين معتقد است كه بشر با گورى كه به دست‏خودش كنده است،يك گام بيشتر فاصله ندارد.بشر به مرحله‏اى رسيده است كه فشار دادن چند دگمه همان و زمين ما كن فيكون شدن همان.و واقعا هم اگر ما معتقد به خدا و دست غيبى نباشيم،اگر آن اطمينانى كه قرآن به آينده بشريت مى‏دهد ما را مطمئن نكرده باشد، يعنى اگر ما همين ظواهر دنياى امروز را ببينيم،حق با اينهاست.روزى نيست كه وسائل مخرب به صورت نيرومندتر،مهيب‏تر و وحشتناكتر پيدا نشود.از حدود بيست‏سال پيش،از وقتى كه بمب اتمى در هيروشيما افتاد،تا امروز،نگاه كنيد ببينيد قدرت تخريبى صنعتى بشر چند برابر شده است؟رسيده به مرحله‏اى كه مى‏گويند دنياى امروز ديگر غالب و مغلوب ندارد.اگر جنگ سوم جهانى پيش بيايد، صحبت اين نيست كه آيا آمريكا غالب است‏يا شوروى يا چين.اگر جنگ سومى پيش بيايد آن كه مغلوب است زمين و بشريت است و آن كه غالب است هيچ است.اما ما مى‏گوييم:براى بشر و براى زمين از اين پرتگاهها باز هم پيدا شده است،دست الهى بالاى همه دستهاست. و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها (4) .به ما گفته‏اند:«افضل الاعمال انتظار الفرج‏» (5) اين خوشبينى و انتظار فرج كلى فضيلتش از همه اعمال بيشتر است،چرا؟براى اينكه اين يك ايمانى است در سطح بسيار عالى.

    یامهدی عجل علی ظهورک

 لینک ثابت ....        

یاابانااستغفر لنا

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/05/10  ساعت 22:48

 حضرت مهدى(عج) در قرآن

در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.

در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.

در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مىكنيم:

1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مىشمارد.»

2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود:

«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»

3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»فرمود:

«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مىباشند.»

4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:

«اينآيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مىدهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مىميراند.»

5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود:

«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»

6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.» ((منبع:جمکران))

 لینک ثابت ....        

اخلاق پيامبر (ص)-پوشش پيامبر(ص)

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/05/08  ساعت 12:52

مقدمه:
    حجاب و پوشش تاريخي به درازاي عمر انسان دارد و خاستگاه آن فطرت و سرشت آدمي است. انسان ازآن هنگام که خويشتن را شناخته است، هرگز به صورت عريان زيست نکرده و همواره با تن پوشي مناسب با زمان و اقليم زندگي خود به سر برده وبدن خويش را پوشانيده است.
    
    لباس، بدن انسان را از سرما و گرما محفوظ مي دارد و به آدمي شخصيت، امنيت، زيبائي، وقار و آراستگي مي بخشد. از ميان اديان الهي به خصوص اسلام بر حفظ حجاب و پوشش تاکيد فراوان نموده، سيره و سنت پيامبر اسلام (ص) در اين زمينه الگوي مناسبي براي انتخاب پوشش است. ويژگي هاي لباس آن حضرت را مي توان در تنوع، رنگ، زيبائي، آراستگي، تميزي، سادگي و جنس آن جستجو کرد.
    
     از رواياتي که در زمينه سيره عملي پيامبر (ص) داريم استفاده مي شود که آن حضرت همواره به يک جامه بسنده نمي کرد، بلکه لباس هاي متنوعي داشت که درهنگامه هاي مختلف جنگ و صلح يا جمعه و جماعت مي پوشيد و در جامعه ظاهر مي شد و همچنين بر مي آيد که آن حضرت در انتخاب رنگ، زيبائي، آراستگي، تميزي، سادگي و جنس تن پوش خود اهتمام ويژه اي داشت. ما در اين نوشتار کوشيده ايم به برخي از اين ويژگي ها اشاره کنيم.
    
    1- سادگي، نوع و آداب پوشش:
     پيراهن هاي آن حضرت تا بالاي قوزک پا بلند بود و روي آن روپوشي مي پوشيد که تا نصف ساق پايش را مي گرفت و بند آن را روي پيراهن خود مي بست و گاهي هم درحال نماز و غيرآن، بند را مي گشود.
    بسيار مي شد که تنها يک روپوش و يا يک عبا مي پوشيد. غير از پيراهن و روپوش آن، هر نوع لباسي که برايش فراهم مي شد مي پوشيد، مانند لنگ، جبه، قبا، عبا و امثال آن.
    دو جامه داشت که مخصوص جمعه ها بود و نيز عباي کهنه و وصله داري داشت که گاهي مي پوشيد و مي فرمود: من بنده ام و لباس بندگان مي پوشم.
    انس بن مالک گويد: بسياري از اوقات آن حضرت نماز ظهر را با يک قطيفه مي خواند در حالي که دو طرف آن را به هم گره زده بود.
    عرقچين مي پوشد، گاهي آن را زير عمامه و بعضي اوقات تنها به سر مي نهاد و گاهي نيز آن را از سر بر مي داشت و دستمالي را به سر و پيشاني مي بست.
    عمامه اي داشت که آن را سحاب مي گفتند. آن را به علي (ع) بخشيده بود. چون آن حضرت (ع) با آن عمامه مي آمد، رسول خدا(ص) مي فرمود: علي(ع) در سحاب پيش شما آمد.
    تشکي از پوست داشت که از ليف خرما پر شده بود، به طول دو ذراع و عرض يک ذراع و يک وجب که روي آن مي نشست و گاهي روي يک حصير، بدون فرش ديگري مي خوابيد.
    خود آن حضرت عمامه سياهي داشت که به سر مي بست و با آن نماز مي خواند. در مورد اندازه عمامه، روايت شده که طول آن به اندازه اي بود که سه دور يا پنج دور به سرش مي پيچيد.
    همواره لباس را از طرف راست مي پوشيد و مي گفت: «اَلْحَمْد لله الَّذي کَسٰاني مٰا اُواٰري بِهِ عَوْرَتَي و اَتَجمَّلُ بِهِ فِي النّاسِ؛ شکر خداي را که مرا به چيزي که عورتم را با آن بپوشانم و خود را در ميان مردم بدان زينت دهم، پوشانيد». و آن را از سمت چپ از تن خويش بيرون مي آورد.
    رسول خدا (ص) چون لباس جديدي تهيه مي کرد و مي پوشيد، لباس قبلي خويش را به فقيري مي بخشيد و مي فرمود: «هر مسلماني براي رضاي خدا، از لباس هاي خويش فقير مسلماني را بپوشاند، مادامي که آن لباس در تن اوست، در ضمانت و نگهداري و خير خداوند خواهد بود، خواه دهنده زنده باشد يا مرده».
    در کتاب «مکارم الاخلاق» از امام رضا (ع) نقل شده که رسول خدا (ص) در وصيت خود به ابوذر(ره) فرمود: «اي اباذر من لباس خشن به تن مي کنم، روي زمين مي نشينم، انگشتان خود را پس از غذا با زبانم پاک مي کنم، مرکب بدون پالان سوار مي شوم و رديف خود ديگري را نيز سوار مي کنم، هر کسي از سنت من روي گردان شود، از من نيست....». در اين روايت رسول خدا (ص) به ابوذر و تمامي پيروان خويش درس تواضع و فروتني آموخته است.
    
    2- رنگ پوشش:
    آن حضرت (ص) لباس سبز رنگ را دوست داشت، ولي بيشتر لباس هايش سفيد بود و مي فرمود: «به زندگان و مردگان خود سفيد بپوشانيد».
    
    و قباي سبز رنگي داشت که چون مي پوشيد سفيدي چهره اش در آن نمايش جالبي از زيبائي داشت.
     روپوشي داشت که با زعفران رنگ شده بود و گاهي با همان لباس با مردم نماز جماعت مي خواند.
    همچنين آن حضرت را عباي سياه رنگي بود که به کسي بخشيد. روزي ام سلمه گفت: پدر و مادرم فدايت، آن عبا چه شد؟ حضرت فرمود: «آن را به کسي بخشيدم»، ام سلمه گفت: هرگز زيباتر از سفيدي چهره شما در سياهي آن عبا نديدم. آن حضرت از لباس سرخ رنگ کراهت داشت.
    
    از امام صادق عليه السلام نقل شده که فرمود: «کفش سياه و نعلين زرد رنگ سنت است». هم چنين امام باقر عليه السلام فرمود: «ما در منزل، لباس زرد رنگ مي پوشيم».
    در روايتي آمده که آن حضرت (ص) از پوشيدن چيزي که به رنگ سياه باشد، کراهت داشت مگر در سه چيز: عمامه، کفش و عبا.
    
    3- جنس پوشش:
    در مورد جنس لباس از امام صادق (ع) روايت شده که امير المومنين (ع) فرمود: «لباس پنبه بپوشيد، زيرا لباس رسول خدا(ص) از پنبه بود و لباس ما اهل بيت نيز از پنبه است».
    در روايت ديگري آمده که آن حضرت (ص) لباس پشمي و مويي به تن نمي کرد، مگردرحال ضرورت.
    همچنين لباس کتاني نيز توصيه شده است. از اما م صادق (ع) روايت شده که« لباس کتان از پوشاک پيامبران است».
    
    4- وسايل شخصي:
    از اخلاق پيامبر خدا(ص) اين بود که حيوانات، سلاح و لوازم شخصي خود را نام گذاري مي کرد. اسم پرچم اش «عقاب» بود و پنج شمشير داشت به نام هاي «ذُوالفَقٰار»، «مَخْذِمْ»، «رُسُوب»، «قَضيبْ» و «عَوْن».
    ناقه اي داشت به نام«عَضْبٰاءْ» و استري به نام «دُلْدُل» و الاغي به نام «يَعْفُور» و گوسفندي به نام «عَيْنه» که از آن شير مي آشاميد.
    عصايي داشت که روزهاي عيد به دست مي گرفت و خطبه مي خواند، چوب دستي اي داشت به نا م «مَمْشُوق»، خيمه اي به نام «کن» دو اسب به نام هاي «تجز» و «سَکِبْ»، زرهي به نام «ذٰاتُ الْفُضُولْ» که سه حلقه زرين داشت يکي در جلوودوتا درپشت و کلاه خودي به نام «اَسْعَدْ».
    در قبضه يکي از شمشيرهاي آن حضرت سه جمله از مکارم اخلاق به چشم مي خورد که آموزنده بود: خود را با آن که از تو بريده، پيوند ده، حق را بگو اگر چه به زيانت باشد و نيکي کن حتي به کسي که با تو بدي کرده است.منبع:پیامبراعظم 

              اللهم صل علی محمد و اله

 لینک ثابت ....        

شهادت امام موسی کاظم علیه السلام بر تمام مسلمانان جهان تسلیت باد

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  87/05/07  ساعت 19:48

عروج در خلوت زندان

سالی هارون الرشید (خلیفه عباسی) به قصد رفتن حج، ابتدا به مدینه طیبه آمد. چندی از آمدنش نگذشته بود که به اطرافیانش دستور داد، موسی بن جعفر علیه السلام را بگیرند. پس آن حضرت را که در مسجد بود، گرفتند و به نزد هارون بردند. او دو جایگاه و محمل را آماده کرد و آن حضرت را در حالی که به زنجیر بسته شده بود، در یکی از آن دو به صورتی قرار داد که نمایان نشود چه کسی در آن است.

سپس یکی از آن محمل‌ها را به همراه عده‌ای سوار، به سوی کوفه فرستاد و دیگری را به سمت بصره. حضرت در محملی بود که به سمت بصره می‌رفت. در آن زمان عیسی فرماندار شهر بود و آن حضرت را در آنجا، به دست او سپردند.

عیسی یک سال آن بزرگوار را در بصره زندانی نمود تا این که هارون نامه‌ای به او نوشت که آن حضرت را بکشد. عیسی برخی از نزدیکان و مشاورین خود را خواست و درباره‌ کشتن آن حضرت با آنها مشورت کرد. آنان صلاح او را در این کار ندیده و به او گفتند که از کشتن موسی بن جعفر علیه السلام صرفنظر کند و از هارون بخواهد که او را از این کار معاف دارد.

پس عیسی نامه‌ای به هارون نوشت که :
چندی است موسی بن جعفر علیه السلام در زندان من به سر می‌برد و من در این مدت او را آزموده‌ام و دیده‌بانانی بر او گماشته‌ام، ولی هیچگاه دیده نشد به چیزی جز عبادت سرگرم باشد. فردی را گماردم تا هنگام عبادت، دعای او گوش فرا دارد و بشنود در دعا چه می‌گوید، اما شنیده نشد بر تو و بر من نفرین کند و نام ما را به بدی ببرد و برای خود نیز جز به آمرزش و رحمت دعایی نمی‌کند. پس اکنون کسی را بفرست تا من موسی بن جعفر علیه السلام را به او بسپارم وگرنه رهایش خواهم کرد، زیرا من بیش از این نمی‌توانم او را در حبس نگه دارم.

در همین خصوص از قول برخی از دیده‌بانانی که عیسی بر آن حضرت گماشته بود نقل شده که: آنها بسیار می‌شنیدند که آن حضرت در دعای خود می‌گوید:
"بار خدایا! تو می‌دانی که من جای خلوتی برای عبادت از تو خواسته بودم و تو چنین جایی برای من آماده کردی، پس سپاس از آن تو است."

پس از آن هارون، امام موسی کاظم علیه السلام را به نزد فضل بن ربیع که یکی از وزیرانش بود فرستاد و به او دستور داد تا آن حضرت را بکشد، اما او نیز از انجام این کار، خودداری کرد. پس از او نوبت به فضل پسر یحیی رسید که او هم از کشتن امام کاظم علیه السلام سر باز زد.

این بار هارون کار را به دست فردی داد که رحمی در دل نداشته باشد. فرستاده هارون به سوی بغداد آمد و سِندی بن شاهَک (رئیس شرطه بغداد و یهودی مذهب) را طلبید و به او دستور کشتن موسی بن جعفر علیه السلام را داد. سندی بن شاهک غذایی را به زهر آلوده کرد و آن را به داخل زندان، نزد موسی بن جعفر علیه السلام برد ...

امام علیه السلام در اثر آن زهر سه روز به سختی بیمار شد و سرانجام پس از تحمل سال‌ها رنج و مشقت زندان، در سخت‌ترین شرایط، مظلومانه به شهادت رسید.

منبع:برگرفته از کتاب ارشاد شیخ مفید، ترجمه و شرح سید هاشم رسولی محلاتی (شیعیان)

                اجرک الله یا صاحب الزمان

 لینک ثابت ....        

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  Copyright 2009 - professionals.blogfa.com & Repaired by: m-amin