تبليغاتX
ید الله معنا
 
     
ید الله معنا  
   
 
 
مقام معظم رهبری: چه کسی در مصیبت عزیزانش با شمشیر بر مغز خود می کوبد؟

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  86/10/28  ساعت 15:23

آنچه در پی می آید بخشی از بیانات رهبر انقلاب درباره عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام است که پیشتر در جمع روحانیون عنوان شده و به مناسبت ایام اخیر بازنقل می شود :

...بنده خيلي متاسفم كه بگويم در اين سه چهار سال اخير برخي كارها در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرم ديده شده است كه دستهايي به غلط آن را در جامعه ما ترويج كرده اند. كارهايي را باب مي كنند و رواج مي دهند كه هر كس ناظر آن باشد برايش سوال به وجود مي آيد.

به عنوال مثال در قديم الايام بين طبقه عوام الناس معمول بود كه در روزهاي عزاداري به بدن خودشان قفل مي زدند! البته پس از مدتي بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسم غلط برافتاد. اما باز مجددا شروع به ترويج اين رسم كرده اند و شنيدم كه بعضي افراد در گوشه و كنار اين كشور به بدن خودشان قفل مي زنند! اين چه كار غلطي است كه بعضي افراد انجام مي دهند!

قمه زدن نيز همين طور است . قمه زدن هم از كارهاي خلاف است . مي دانم عده اي خواهند گفت : « حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي آورد. » خواهند گفت : « شما به قمه زدن چه كار داشتيد عده اي مي زنند ؛ بگذاريد بزنند! »نه ؛ نمی شود در مقابل اين كار غلط سكوت كرد.

اگر به گونه اي كه طي چهار پنج سال اخير قمه زدن را ترويج كردند و هنوز هم مي كنند در زمان حيات مبارك امام رضوان الله عليه ترويج مي كردند قطعا ايشان در مقابل اين قضيه مي ايستادند.

كار غلطي است كه عده اي قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند. اين كار را مي كنند كه چه بشود؟! كجاي اين حركت عزاداري است؟!

 البته دست بر سر زدن به نوعي نشانه عزاداري است . شما بارها ديده ايد كساني كه مصيبتي برايشان پيش مي آيد برسروسينه خود مي كوبند. اين نشانه عزاداري معمولي است . اما شما تا به حال كجا ديده ايد كه فردي به خاطر رويكرد مصيبت عزيزترين عزيزانش با شمشير برمغز خود بكوبد و از سر خود خون جاري كند ! كجاي اين كار عزاداري است !

 قمه زدن سنتي جعلي است. از اموري است كه مربوط به دين نيست و بلاشك خدا هم از انجام آن راضي نيست . علماي سلف دستشان بسته بود و نمي توانستند بگويند « اين كار غلط و خلاف است». امروز روز حاكميت اسلام و روز جلوه اسلام است . نبايد كاري كنيم كه آحاد جامعه اسلامي برتر يعني جامعه محب اهل بيت عليهم السلام كه به نام مقدس ولي عصر ارواحنافداه به نام حسين بن علي عليه السلام و به نام اميرالمومنين عليه الصلاه والسلام مفتخرند در نظر مسلمانان و غيرمسلمانان عالم به عنوان يك گروه آدمهاي خرافي بي منطق معرفي شوند.

من حقيقتا هر چه فكر كردم ديدم نمي توانم اين مطلب ـ قمه زدن ـ را كه قطعا يك خلاف و يك بدعت است به اطلاع مردم عزيزمان نرسانم . اين كار را نكنند. بنده راضي نيستم . اگر كسي تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند من قلبا از اوناراضي ام . اين را من جدا عرض مي كنم .

يك وقت بود در گوشه و كنار چند نفر دور هم جمع مي شدند و دور از انظار عمومي مبادرت به قمه زني مي كردند و كارشان تظاهر ـ به اين معنا كه امروز هست ـ نبود. كسي هم به خوب و بد عملشان كار نداشت ; چرا كه در دايره محدودي انجام مي شد. اما يك وقت بناست كه چند هزار نفر ناگهان در خياباني از خيابانهاي تهران يا قم يا شهرهاي آذربايجان و يا شهرهاي خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير برسر خودشان ضربه وارد كنند. اين كار قطعا خلاف است . امام حسين عليه السلام به اين معنا راضي نيست . من نمي دانم كدام سليقه هايي و از كجا اين بدعتهاي عجيب و خلاف را وارد جوامع اسلامي و جامعه انقلابي ما مي كنند !

اخيرا يك بدعت عجيب و غريب و نامانوس ديگر هم در باب زيارت درست كرده اند!بدين ترتيب كه وقتي مي خواهند قبور مطهر ائمه عليهم السلام را زيارت كنند از در صحن كه وارد مي شوند روي زمين مي خوابند و سينه خيز خود را به حرم مي رسانند! شما مي دانيد كه قبر مطهر پيغمبر صلواه الله عليه و قبور مطهر امام حسين امام صادق موسي بن جعفر امام رضا و بقيه ائمه عليهم السلام را همه مردم ايضا علما و فقهاي بزرگ در مدينه و عراق و ايران زيارت مي كردند. آيا هرگز شنيده ايد كه يك نفر از ائمه عليهم السلام و يا علما وقتي مي خواستند زيارت كنند خود را از در صحن به طور سينه خيز به حرم برسانند !اگر اين كار مستحسن و مستحب بود و مقبول و خوب مي نمود بزرگان ما به انجامش مبادرت مي كردند. اما نكردند.

حتي نقل شد كه مرحوم آيت الله العظمي آقاي بروجردي رضوان الله تعالي عليه آن عالم بزرگ ومجتهد قوي و عميق و روشنفكر عتبه بوسي را با اين كه شايد مستحب باشد منع مي كرد. احتمالا استحباب بوسيدن عتبه در روايت وارد شده است .

در كتب دعا كه هست . به ذهنم اين است كه براي عتبه بوسي روايت هم وجود دارد. با اين كه اين كار مستحب است ايشان مي گفتند « انجامش ندهيد تا مبادا دشمنان خيال كنند سجده مي كنيم ; و عليه شيعه تشنيعي درست نكنند. » اما امروز وقتي عده اي وارد صحن مطهر علي بن موسي الرضا عليه الصلاه والسلام مي شوند خود را به زمين مي اندازند و دويست متر راه را به طور سينه خيز مي پيماند تا خود را به حرم برسانند! آيا اين كار درستي است نه ; اين كار غلط است . اصلا اهانت به دين و زيارت است . چه كسي چنين بدعتهايي را بين مردم رواج مي دهد؟ نكند اين هم كار دشمن باشد ! اينها را به مردم بگوييد و ذهنها را روشن كنيد.

دين، منطقي است . اسلام، منطقي است و منطقي ترين بخش اسلام تفسيري است كه شيعه از اسلام دارد; تفسيري قوي . متكلمين شيعه هر يك در زمان خود مثل خورشيد تابناكي مي درخشيدند و كسي نمي توانست به آنها بگويد « شما منطقتان ضعيف است ».

منبع:عصرایران

 لینک ثابت ....        

آیت الله مجتهدی:امسال اخرین سال حیات من است

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  86/10/18  ساعت 22:48

سرانجام در روز چهارم محرم به ارزویش رسید-شادی روحش صلوات

در شهر حسین که نشد جان فشانم...لیکن در محرم جان میسپارم

شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان برای مراسم احیا به مدرسه‌ی آیت الله مجتهدی رفتم. آقای مجتهدی مانند همیشه با بخشی از درون‌ام سخن گفت که مدت‌ها بود کسی با آن صحبت نکرده بود، حتا خودم! وجدان -دیدار با ایت الله بهجتاگر مانده باشد- آن مظلوم‌ترین و نحیف‌ترین بخش درونی امثال من است. کسی است که در گفت‌گوهای درونی هرگز به او اجازه‌ی سخن گفتن نمی‌دهیم و همیشه او را سرخورده و افسرده می‌خواهیم. چرا؟ چون او همیشه معترض وضعیت اسف‌بار ما است.

وجدان یک اقلیت صاحب حقی است که به جرم اقلیت بودن‌اش نه تنها تمام اختیارات اجرایی‌اش سلب شده بلکه حتا اجازه سخن گفتن هم به او نمی‌دهیم. هرگاه که بخواهد به امری اعتراض کند، فورا بلندگوی‌اش را قطع می‌کنیم تا با خیال راحت به جنایت‌های خود بپردازیم.

اما شب بیست و سوم اگر هیچ دست‌آوردی نداشته باشد، حداقل برای وجدان یک ساعت فرصت دردل شنیدن و گفتن است. شنیدن از زبانی که چون خود او بی محابا و بی ملاحظه فقط حقیقت را می‌گوید و مانند یک شاکی که توانسته یک شاهد پیدا کند و در دادگاه حقانیت خود را برای هزارمین بار توانسته ثابت کند.

آقای مجتهدی چشم حق، زبان حق، و تن‌دیس حق در جامعه‌ی گناه زده و در ورطه‌ی هلاک ما است. مجتهدی‌ها که امروزه به همان دلیل گفته شده، نه مخاطبی دارند و نه یارای سخن گفتن، تنها راه تنفس حقیقت طلبان جامعه هستند. چراغ‌های روشن‌گر و عناصر تولید اکسیژن برای ارواح آلوده‌ای که در میان کثافات دنیا و نفسانیت زیر و رو می‌زنند.

 

آقای مجتهدی مانند باغبانی که شاخه‌های اضافی گیاه را می‌بُرد و دستی به سر و روی آن می‌کشد، همیشه مایه‌ی نشاط و بالندگی بوده است.

این پیرمرد که در حدود یک قرن زیسته و بیش از 70 سال به تربیت انسان‌های خداجو کمر همت بسته است امروزه در حال خاموشی است. بیش از دو ماه در تابستان 1385 در بیمارستان‌های قلب شهید رجایی و بیمارستان خاتم الانبیاء به خاطر بیماری‌های قلبی و ریوی و ... بستری بود.

خودش می‌گفت که به دعای مردم حال‌اش خوب شده و توانسته به مراسم احیا بیاید.

اما او در پایان مراسم احیای شب بیست و سوم سخن دیگری هم گفت. او گفت که کسی به در منزل‌اش برای پرداخت وجوهات و سایر امور نرود زیرا او حال خوبی ندارد. همه‌ی امور را به دفتر مدرسه وکالت داده تا انجام دهد.

او گفت که امسال سال آخری است که در مراسم احیا می‌تواند حاضر شود و سال آینده نخواهد توانست زیرا امسال سال آخر عمر او است.

به همین راحتی که الان من نوشتم این حرف را زد. و مردم هم به همین سادگی که شما خواندید، شنیدند و از کنار آن گذشتند.

چه قدر باید طول بکشد تا انسانی چنین وارسته و خدا جو و با این همه مجاهدت به وجود بیاید تا بتواند سکان هدایت وجدان‌های نیمه‌جان ماها را به دست بگیرد؟(منبع : حمید بزم شاهی (بزمنامه))

۰عکس بالا دیدار ایشان با ایت الله بهجت میباشد۰

 

 لینک ثابت ....        

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  Copyright 2009 - professionals.blogfa.com & Repaired by: m-amin