تبليغاتX
ید الله معنا
 
     
ید الله معنا  
   
 
 
اصلاح امّت، نه قدرت طلبى

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  86/02/11  ساعت 22:28

«أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سُلْطان وَ لاَ الِْتماسًا مِنْ فُضُولِ

الْحُطامِ وَ لكِنْ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَ يَأْمَنَ

الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِكَ وَ يُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَ سُنَنِكَ وَ أَحْكامِكَ.»:

در باره فلسفه قيامش فرمود :بار خدايا! تو میدانى كه آنچه از ما اظهار شده

براى رقابت در قدرت و دستيابى به كالاى دنيا نيست; بلكه هدف ما اين

است كه نشانه هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم

تا ستمديدگان از بندگانت امنيّت يابند و به واجبات و سنّتها و دستورهاى

دينت عمل شود

سلامتیش صلوات

گفتم شبی به مهدی بردی دلم زدستم

من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم

گفتا چه کار بهتر از انتظاره جانان

من راه وصل خود را بر روی نو نبستم

گفتم ببخش جرمم ای رحمت الهی

شرمنده تو بودم شرمنده تو هستم

گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم

پرونده تو دیدم ،چشمان خود ببستم

شعر از دوستار سید

 لینک ثابت ....        

یا مهدی

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  86/02/07  ساعت 16:32

هر کس گمشده‏ای دارد و به دنبال اوست که در پناهش آرام گیرد، خستگی از تن درکند و به آرامش برسد.

یکی سوار بر اسب نفس می‏شود و به تاخت، در سرزمین بیهودگی و سرگشتگی می‏راند؛ می‏تازد و می‏بازد تا عاقبت، پس از لختی در بیابانی برهوت و سخت، گم گشته و سرگردان بماند.

دیگری بر کرسی چوبین استدلال می‏کوبد و از زاویة تنگ لولة آزمایش و معادله‏های چندمجهولی، بر یافته‏هایش می‏نازد تا به آن‏جا رسد که بداند، هیچ نداند.

آن یکی بر بام فلسفه و منطق جلوس کرده و متحیر است که چرا فرض حرکت در جوهر، موجب گم‏شدن متحرک می‏شود و چه‏چیز از کجا به کجا در حرکت است! و زمانی‏که می‏پندارد در فرآیند حرکت، نه تنها اعراض و احوال ظاهری اشیاء، بلکه تمامیت و تمامی اجزاء وجود آن‏ها در زوال و حدوث غوطه‏ورند و استمراراً و اتصالاً و دم به دم، نو می‏شوند، به ناگاه درمی‏یابد که آن‏چه موجود است، تنها حوادث‏ و ترتیب وجودی آن‏ها هستند و هر تغییری منبعث از نهاد شیئی و برخواسته از جوهر آنست و حرکت جهان یعنی حدوث تدریجی آن و حدوث تدریجی آن یعنی پدیدشدن آن در هر لحظه. و چون بدین جایگاه رسد، آنگاه در دل می‏شورد و می‏شوراند که:

"نه در مسجد گذارندم که رندی

نه در میخانه کاین خمار خام است

میان مسجد و میخانه راهی است

غریبم، سائلم، این ره کدامست؟"

قلیلی، عمری را بر "ایسم‏های" رؤیایی می‏گذارند و به تفکر در اومانیسم و کمونیسم و سوسیالیسم و مارکسیسم و نهیلیسم و اندیویدوآلیسم و کلکتویسم و رآلیسم و ماتریالیسم و ایده‏آلیسم و سیانتیسم و رویزیونیسم و سوسیال امپریالیسم و..... می‏نشینند و فلسفه و جهان‏بینی غیر از نگرش خود را برنمی‏تابند و بر عالم و آدم غیر از خود، برچسب‏های ناچسب مرتجع و منحرف می‏زنند و تنها راه خود را می‏کوبند و روشنفکرمآبانه و پرطمطراق و پرادعا، ژست آزادمنشی می‏گیرند و از گوشة عینک‏های ذره‏بینی‏شان که جلوتر از بینی‏شان را نمی‏توانند ببینند، گمگشته‏اشان را در لابلای کتاب‏های قطور یا اشعار مهیج جستجو می‏کنند و در آخر، چون هیچ در افکار امثال توماس هابز و جورج بركلي و ديويد هيوم و بیکن و دیدرو و هگل و ايمانوئل کانت و انگلس و مارکس و چارلز داروين و فویر باخ و هنري برگسن و مارتين هايدگر و برتراند راسل و الکسیس کارل و نيچه و هراکلیتوس و.... نمی‏یابند و راز خلقت و تکامل را نمی‏جویند، خود را در چنبره خطایی "استراتژیک- ایدئولوژیک" محصور می‏بینند و سرخورده و منزوی به گوشة تنهایی پناه برده و حداکثر، خاطرات می‏نویسند.

عده‏ای در قطار کالا و تجارت، سیر آفاق کرده، انبار بر انبار اضافه می‏کنند تا صندوقچه‏های طلا و ارز را به تالارهایی با سقف بلند و بانک‏هایی با اعتبار کران بدل کرده، اما در حسرت شبی‏ هستند تا راحت سر بر بالین گذاشته و خوابشان پریشان نباشد و نانی‏ در خون نزنند و آبی که زلال و پاک باشد تا حلقومشان را آتش نزده، معده‏ را نسوزاند.

و اما، او که "منتظر" است؛ نه یار دنیاست و نه دلبر علم و فلسفه؛ نه "فانون" می‏شناسد و نه "ماركس" و "کانت" و "راسل". نه در سودای تجارت است و نه در حسرت دنیا؛ ولی گرم‏تر و سوزناک‏تر از "آتش پرومته‏ای" است که سراسر پویایی و آگاهی و عشق و شور است و با گذشت قرن‏ها از پیام پیام‏آور راستین، منتظر فرزندش است که بسیاری از مکاتب، مژدة آمدنش را داده‏اند و عارفانه و عاشقانه می‏جوید و می‏پوید و می‏بوید و هم‏چنان منتظر است.  

تو را من عارفانه می‏جویم

تو را من عاشقانه می‏بویم

تو را من عالمانه می‏پویم

تو را من عامیانه می‏گویم:

عزیزم، دلبرم، تاج سرم

نیازم، سرورم، روح تنم

تو غایب از نظرها، در دلم حاضر

 لینک ثابت ....        

اعتراض به بد حجابی

نوشته شده توسط: محمدامین ، در  86/02/03  ساعت 19:21

نمازگزاران تهراني باانجام يك راهپيمايي حمايت قاطع خود را از طرح جديد مبارزه با بدحجابي اعلام كردند.

هزاران نفر از نمازگزاران تهراني كه اكثريت آنها را زنان تشكيل مي‌دادند، پس از پايان نماز جمعه اين هفته تهران با برپايي يك راهپيمايي ضمن حمايت از اقدام نيروي انتظامي براي برخورد با بدحجابان خواستار همكاري همه نهادها براي برقراري امنيت اخلاقي در جامعه شدند.
راهپيمايان با طي مسير دانشگاه تهران تا ميدان انقلاب و در حالي كه پلاكاردهايي از سخنان رهبر معظم انقلاب و امام خميني (ره) را در دست داشتند با سردادن شعارهايي چون «انقلاب اسلامي انقلاب فرهنگي است، فساد و بي عفتي حربه استكباريست، نيروي انتظامي عليه بدحجابي حمايتت مي‌كنيم،‌فساد و بدحجابي خواسته استكبار است، اشاعه فساد و بدحجابي سياست كهنه امريكاست» را سر دادند.
اين راهپيمايان همچنين با انتقاد به برخي از مسئولان كه اين امر را ضروري نمي‌دانند، تاكيد كردند كه همه مسئولان بايد همچون مردم در راستاي برقراري امنيت اخلاقي و مقابله با مظاهر بدحجابي تمام تلاش خود را بكار گيرند.

      ایرانی...

 لینک ثابت ....        

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  Copyright 2009 - professionals.blogfa.com & Repaired by: m-amin